تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
آفاق را ازان جرعهء « 2 » رسانند - و لذت آن بكام جان ايشان چشانند - اگر صد بار از كردار خود نااميد شوند هزار بار مردانه‌وار دست در دامن اميدواري زنند - آنكه گويند اين قوم خود نخورده خورانيده و خود نپوشيده پوشانيده راست است - همچنين سلاطين دوربين هميشه براي قلعه كشائي و مملكت آرائي حريص باشند * * بيت *
گدا را كند يك درم سيم سير * * فريدون بملك عجم نيم سير
هميشه براى فتح قلعه و ضبط ممالك بدل و جان كوشند - دائم جام شراب اين طمع مالامال نوشند - عياروار درين كار با قوت بسيار قصد كنند - اگر صد بار نااميد شوند هزار بار دست بحبل اميدواري زنند - از شجرهء لطف
كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ
بثمرهء « 3 »
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ
برگيرند * * بيت *
شهانرا « 4 » بهنگام كين خواستن * * ببايد چنين لشكر آراستن
چون بعنايت سبحان و حمايت فيض رحمان مقامي بدست شهرياران آيد و در محلي قدم مبارك ايشان درآيد بسياري خزائن جواهر لطيف و گنجينهء دفائن شريف در قبض آيد - عطاى كبير بخلق كثير رسد - جهاني بوستان و عالمي گلستان گردد - و فرحت « 5 » در دلهاى احبا افزايد - حدت « 6 » در قلبهاى اعدا درآيد - آنكه گفته‌اند ( دوست در باليدن « 7 » و دشمن در كاهيدن ) راست است - چنانچه آن
هامش
( 2 ن ) جرعه جرعه * ( 3 ن ) ثمرهء * ( 4 ن ) شهانرا ببايد چنين لشكر آراستن * ( 5 ن ) حب * ( 6 ن ) خلت * ( 7 ن ) نازيدن *
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 17 | شمس سراج عفيف / ولايت حسين