صلح ، مردم جرجان دويستهزار دينار نقد تسليم كردند و مردم آنجا كه به طريق ساير ممالك عجم اكثر زردشتى بودند مسلمان گشته خانهء دين خويش آباد كردند .
و در سال سى و يكم « 1 » ، عبد اللّه بن عامر از جانب امير المؤمنين عثمان - رضى اللّه عنه - به فتح خراسان نامزد گشته با لشكر گران از راه كرمان عزم خراسان نمود و مقدّمهء او احنف بن قيس 85 بود . پس سيستان 84 و قهستان 87 و نيشابور را مسخّر گردانيده ، مرزبان طوس 88 نيز با او دم از موافقت زده و سرخس 89 و هرات و بادغيس 90 و غور و غرجستان 91 و مرو 92 و طالقان « 2 » 93 و بلخ هم به حوزهء تصرّف مسلمانان درآمد . و عبد اللّه را چون در اندك زمان فتوحات كلّى نصيب شد ، قيس بن هاشم « 3 » را به خراسان و احنف بن قيس را در مرو و طالقان و نيشابور و خالد بن عبد اللّه را بر هرات و بادغيس « 4 » و غور و غرجستان والى گردانيده ، خود احرام طواف كعبه بسته متوجّه حجاز شد .
و در سال سى و دوم ، عبد الرّحمن بن ربيعه احنف « 5 » 86 [ 15 ] به فرمان « 6 » عثمان به غزوهء بلخ « 7 » رفته بود با بسيارى از مسلمانان شهيد گرديد و بقيّة السّيف مؤمنان فرار نموده به اطراف جرجان و جيلان رفتند .
و هم در اين سال ، قارن كه يكى از امراى عجم بود ، چون ديد كه عبد اللّه بن عامر به زيارت حرمين الشّريفين رفته است و ميدان خراسان از فارسان و مسلمانان خالى است ، چهلهزار مرد از طبس 94 و هرات و بادغيس و قهستان و غور و غيره گرد آورده بر سر مسلمانان خروج كرد و عبد اللّه خازم ، كه در نيشابور با احنف مىبود ، با چهار هزار مرد دفع شرّ او نمود و به همين خدمت حكومت خراسان يافت .
هامش
( 1 ) . مطابق با 651 ميلادى .
( 2 ) . پ : طايفان .
( 3 ) . پ : هسيم .
( 4 ) . پت : « بادغيس » ندارد .
( 5 ) . پ : پس از عبد الرحمن بن ربيعه « احنف كه از قبيلهء بنى تميم است و به سبب آن او را احنف گويند كه بر پشت پاى مىرفت و پاى او كژ بود » آمده است . ش . پت . م ، 1 / 27 ؛ ن ، 1 / 16 : ندارد . پت . س : « احنف » ندارد . م ، همانجا . ن ، همانجا . « از قبيلهء بنى سه كژ بود » ندارد .
( 6 ) . ش : حكم .
( 7 ) . ش : بلخجر .