راجه رامديو ، راجهء عظيم الشّأنى نبوده و وى معاصر فيروز ساسانى ، ولد كيقباد « 1 » بود .
هرساله باج و خراج فرستادى و دقيقهاى از اطاعت فروگذاشت نكردى .
ذكر پرتاپ « 2 » چند سنسوديه « 3 »
بعد از فوت راجه رامديو ، ميان فرزندانش نزاع به هم رسيده كار به جدال و قتال انجاميد و از آن سبب خرابى بسيار در پايتخت قنّوج واقع شده خزانهء رامديو كه محاسب وهم از حصر آن عاجز بود تلف گشت و يكى از سپهسالاران رامديو كه پرتاپ چند نام داشت مناقشهء برادران را غنيمت شمرده سپاه بسيار بر گرد خويش جمع آورده و لشكر به طرف قنّوج كشيده و به سهولت متصرّف شد و اوّل ، سعى در برانداختن فرزندان رامديو كه وارث ملك بودند نموده اثرى از ايشان نگذاشت .
آنگاه زميندارانى را كه اطراف و جوانب به تغلّب فروگرفته بودند وقوف به هم رسانيده به مرور و تدريج برانداخته راجهء بزرگ شد و بنابر آنكه اكثر كارها بر وفق مراد ساخته و پرداخته ديد عجب و تكبّر به خود راه داده ، دست از فرستادن پيشكش سلاطين ايران بازداشت و كس نوشيروان را كه جهت گرفتن مال مقرّرى آمده بود تهىدست بازگردانيد و بعد از آنكه سپاه ايران به حكم فرمانده خود به ملك ملتان و پنجاب مزاحمت رسانيدند ، سراسيمه و پريشان شده و از كردهء خويش استغفار نموده زر و جواهر بسيار ارسال داشت تا ايشان دست از نهب و غارت بازداشتند و پرتاپچند ، تا در قيد حيات بود هرساله خراج مىفرستاد ، بعد از فوت او رايان اطراف زور آورده اكثر ولايات را گرفتند و اندك مملكتى به فرزندان پرتاپ چند ، ماند . از اين جهت ايشان را رانا خواندند ، چه كه راجهء كم ملك و عاجز را به هندى رانا گويند ؛ و تا حالت تحرير اين كتاب حكومت در سلسلهء پرتاپچند
هامش
( 1 ) . پت : قباد .
( 2 ) . پت : سوهه .
( 3 ) . پرتابچند سنسوديهPratap Chand Sansodia- سيسوديهSisodia.