گرديدند . و وقتى كه ابرهه « 1 » 103 بر سر كعبه مىرفت بسيارى از كفّار ، دور و نزديك ، با وى متابعت نمودند . از آن جمله طايفهاى از افغانان نيز به وقت ميعاد خود را به ابرهه رسانيدند و چون به مكّه رسيدند سزا يافته همه سر به بحر عدم فروبردند .
القصّه ، مسلمانان افغان به زراعت و تحصيل مايهء معاش مشغول شدند و صاحب اسب و گاو و گوسفند و شتر بسيار شده با مسلمانانى كه همراه محمّد قاسم از راه سند به ملتان آمده ساكن آنجا شده بودند ، رابطهء آشنايى و آمدوشد به هم رسانيدند و در سنهء ثلث و اربعين و مائه [ 143 / 760 م ] چون اولاد ايشان بسيار شدند از كوهستان برآمده مواضع معمورهء هندوستان را مثل كرمان و شنوران « 2 » 104 و پيشاور متصرّف شدند راجهء لاهور كه با راجهء اجمير خويشى داشت ، قصد دفع فتنهء ايشان نموده يكى از امراى خود را با هزارسوار بر ايشان نامزد كرد و افغانان به جنگ پيش آمده اكثر هنديان را به قتل رسانيدند . و بعد از اين قضيّه ، راجهء لاهور برادرزادهء خود را با دوهزار سوار و پنجهزار پياده در نهايت استعداد بر سر افغانان سركش گسيل نمود . در اين دفعه خلج و غور و مردم كابل كه به حلّيهء اسلام مزيّن بودند ، امداد ايشان بر ذمّهء خود فرض شمرده با چهارهزار كس به مدد آمدند و ايشان مستظهر گشته علم مقاومت افراشتند و در مدّت پنج ماه هفتاد جنگ با كفّار كرده در اكثر محاربات غالب آمدند . [ در اين اثنا چون سپاه سرما ] « 3 » بر سر كفّار تاخته ايشان را عاجز و زبون گردانيد ، همه دست از جنگ بازداشتند و مراجعت كردند . و بعد از موسم زمستان باز برادرزادهء راجهء لاهور ، با لشكر تازهزور ، بدان طرف توجّه نمود و در اين كرّت هم ، بر نهج سابق ، مردم كابل و خلج به كمك ايشان رسيده ما بين كرمان و پيشاور تلاقى فريقين روى نمود . گاهى كفّار جنگ را پيش برده مسلمانان را تا كوهستان مىدوانيدند و گاهى مسلمانان فايق آمده به ضرب شيبهء تير از [ 17 ] پيرامون كوهستان مىراندند . و چون موسم برسات رسيد ، بىآنكه غالب از مغلوب معلوم گردد ، لشكر كفّار از اشتداد آب نيلاب ملاحظه كرده به مقام خود مراجعت
هامش
( 1 ) . س : ابراهيم .
( 2 ) . پت : سنون .
( 3 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .