شباب سالها در لباس فقر سياحت اكثر ممالك با فقرا كرده بود و رياضات شاقّه در صحبت ايشان كشيده ، چون سال عمرش به پنجاه رسيد به سروش آسمانى قدم در باديهء سپاهىگرى گذاشت و بنابر آنكه حكمت ازلى بدان متعلّق بود كه او به دولت عظمى رسيده خلق اللّه از چنگ ظلم و ستم رايان جفاپيشه نجات يابند ، روزبهروز كارش درجهبهدرجه ترقّى كرده در اندك فرصتى تمام مملكت نهرواله و مالوه به حيطهء تصرّف درآورد و بساط عدل و داد گسترده و سايهء چتر احسان بر سر سكنهء آن هردو ديار افكند و به نوعى در عدل سعى به تقديم رسانيد كه مغناطيس از سر جذب آهن برخاست و كاهربا دست تصرّف از دامن كاه كوتاه ساخت . و معتقد هنود آن است كه او را حالت وراى حال اهل دنيا بوده آنچه در پيشگاه ضميرش مىگذشت بىقصور و نقصان به ظهور مىپيوست و هرچه [ به شب ] « 1 » از خير و شرّ و نفع و ضرر در مملكت محروسهاش واقع مىشد بىخلل و فتور صبح چون روز روشن بر او معلوم مىگشت . و با وجود سلطنت ، با خلق خدا برادرانه سلوك نمود و در منزل خود بجز كوزهء گلين و حصير نداشت و بلدهء اجّين « 2 » 65 در عهد او آباد شد و قلعهء دهار 66 بنا نهاده جهت سكونت اختيار نمود و بتخانهء مهاكال « 3 » در اجّين ساخته برهمنان و جوگيان را وظيفه مقرّر كرد و در آن بتخانه ساكن گردانيده به عبادت اشارت فرمود و اكثر اوقات خويش را صرف پرسش خلق و پرستش خالق مىنمود . و اهل هند اعتقاد وافر بر آن دارند و افسانههاى عجيبوغريب براى او ساخته و پرداختهاند . و تاريخ سال و ماه از فوت او در دفاتر ثبت مىنمايند - و تا حالت تحرير اين سطور كه سنهء خمس و عشر بعد الف [ 1015 / 1606 م ] است از هجرت خير البشر - عليه السّلام - به حساب هنود هزار و ششصد و شصت و سه سال سپرى گشته .
بكرماجيت معاصر اردشير بود و بعضى بر آناند كه همعهد شاپور بوده و به آخر
هامش
( 1 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .
( 2 ) .Ujjain( 3 ) .Mahakal