دكن نيز رايان عمده به هم رسيده بودند ، مثل گلچند ، كه بلدهء گلبرگه بنا كرد ، و موچند « 1 » ، كه قصبهء مرچ « 2 » 61 بنا كردهء اوست ، و بجى چند ، كه بلدهء بيجانگر « 3 » 62 را آباد گردانيده دار الرّاج دكن ساخت و ديگر رايان كه تعداد اسامى آنها موجب تطويل است بسيار بودند . و در آن وقت كه اسكندر به هند آمد راجه بيدر نامى - كه راجهء بزرگ بود و قلعهء بيدر 63 ساخته و پرداختهء اوست و قوم راج بيدر كه اكنون هستند و در جميع طوايف دكن به شجاعت مشهورند از نسل اويند و در دكن به حسب نوبت بر تخت حكومت و رياست متمكّن بودهاند - از استماع خبر آمدن اسكندر و كشته شدن فور متوهّم گشته از مالومنال و افيال آنچه داشت ، مصحوب پسر خود ، به خدمت اسكندر ارسال داشته تا از سر تسخير دكن درگذشته به ايران رفت .
بعد از كشته شدن فور و برگشتن اسكندر ، سنسارچند « 4 » نامى زمام حكومت هندوستان به كف آورده در اندك مدّتى تمام هندوستان را كه برهم خورده بود مصفّا ساخت و چون كشته شدن فور را به چشم خود مشاهده نموده بود از ترس ، هرساله پيشكش بيش از طلب براى گودرز ، كه در آن ايّام سلطنت ايران داشت ، مىفرستاد و بعد از آنكه هفتاد سال از سلطنتش سپرى شده بود جونه نامى بر او خروج كرد و استيلا يافت .
خروج راجه جونه « 5 »
بعضى بر آناند كه جونه خواهرزادهء فور است و چون بر تخت حكومت برآمد ، افعال حميده و خصال پسنديده ظاهر گردانيد و در معمورى ملك كوشيده در كنارهء بحر
هامش
( 1 ) . موچند - مولچندMoolchand.
( 2 ) .Mirch( 3 ) .Bijanagar( 4 ) .Sansar Chand( 5 ) . پت : خوشه .