تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
خودرأيى طبع آنها شده بود به تدريج و مرور برانداخت و بالكلّ خاطر را از ممرّ خانگى بازپرداخت . آن‌گاه با سپاه آراسته به طرف ماروار شتافت و آن ولايت را از تصرّف فرقهء كچواهه برآورده قوم خود را كه جماعت راتهور باشند ساكن ساخت و از آن تاريخ ، آن قوم در آن ولايت جا گرفتند و قوم كچواهه را كوچانيده در حدود قلعهء رهتاس متوطّن گردانيده و دختران سران آن قوم را در حرم خويش جاى داد و بعد از آن بر سر لكهنوتى رفته متصرّف شد و به برادرزادهء خود داده و غنيمت بىشمار به دست آورده . پس از سه سال به قنّوج مراجعت نمود و دو سال توقّف كرده به جانب مالوه لشكر كشيد و به حوزهء ديوان خويش درآورده ، قصبات و قريّات بسيار آباد فرمود و قلعهء نرور « 1 » را مرمّت كرده يكى از مردم راتهور را حاكم ساخته از راى بيجانگر دختر خواست و شيوراى « 2 » كه به حسب نوبت زمام حكومت مملكت دكن در كف داشت از شوكت رام‌ديو ترسيده دختر را مع جهاز لايق ارسال داشت . رام‌ديو مدّت دو سال در كوندوار به سر برده اكثر زمينداران عمده را كشت و به قنّوج مراجعت نموده هفت سال به عشرت پرداخت و بعد از آن به كوهستان سوالك درآمده جميع رايان آن حدود را باج‌گذار ساخت و راجهء كمايون كه در آن كوهستان عمده بوده و قبل از آن ، قريب به دو هزار سال ، آبا و اجداد او حاكم آن ملك بودند ، استقبال رام‌ديو نموده جنگ در داد و از بام تا شام معركهء قتال گرم بوده جان بسيارى از دلاوران طرفين در آتش كارزار بسوختند و دود از خان‌ومان ايشان برآمد . آخر الامر ، نسيم فتح و ظفر بر پرچم رايات اقبال رام‌ديو وزيده ، راجهء كمايون اموال و افيال باخته به كوهستان پناه برد . و رام‌ديو دختر و پيشكش گرفته و ملك را بر وى مسلّم داشته عنان توجّه به طرف كوهستان نگركوت « 3 » 69 منعطف گردانيد و آن ولايت را به جاروب غارت روفته همىرفت تا رسيد به موضعى كه آن را سكوت
هامش
( 1 ) .Narwar( 2 ) . پت : سيوى .Shiv Rai. ( 3 ) .Nagarkot