سرحدّ مالوه بود ، سه حصّهء را خيرات مىكرد و حصّهء دوم را براى خرج پدر خود شنگل و پيشكش افراسياب مىفرستاد و حصّهء سوّم خرج سپاه و دواب مىنمود ؛ لهذا ، لشكرش كم شد و راجهء مالوه كه مطيع و مال گزارش بود ، سر از اطاعت پيچيده قلعهء گواليار را از تصرّف گماشتگان او برآورد و راجه رهت كه قلعهء رهتاس « 1 » 54 بنا كرده و بتخانهء عظيمى ساخته در آنجا مشغول طاعت مىبود ، لشكر بر سر راجهء مالوه كشيد امّا كارى نساخته از او برگشت و بعد از آنكه مدّت هشتاد و يك سال حكومت كرده بود درگذشت . چون فرزندى رشيد نداشت در نواحى قنّوج ، كه دار الراج بود ، هرج و مرج پديد آمد و شخصى مهراج نام از قوم كچواهه « 2 » 55 از زمين ماروار « 3 » 56 خروج نمود و بلدهء قنّوج را متصرّف گشته پادشاه شد .
ذكر راجگى مهراج كچواهه
بعد از مدّتى كه مكنت و قوّت تمام به هم رسانيد ، لشكر بر ولايت نهرواله كشيد و از دست زمينداران آنجا ، كه اكثرى اهيران ، يعنى گاوچران ، بودند ، گرفته و كنار درياى شور جهت آمدوشد مردم بنادر بنا نهاده و كشتىها ساخته و در آب انداخته برگشت و پس از چهل سال سلطنت رخت هستى بربست . معاصر گشتاسب بود و هرساله پيشكش مىفرستاد .
ذكر حكومت كيدراج « 4 »
وى خواهرزادهء مهراج است . حسب الوصيّت جانشين شد و چون در آن ايّام رستم دستان كشته شده بود و چندگاه پنجاب حاكم صاحب قدرتى نداشت لشكر بدان
هامش
( 1 ) .Rohutas - Rohtas( 2 ) .Katchwaha( 3 ) .Marwar( 4 ) .Kedraj