طرف كشيده به سهولت متصرّف شد و چندگاه در بلدهء بهيره « 1 » ، كه از شهرهاى قديم است ، اقامت نموده قلعهء جمو « 2 » بنا كرد و يكى از خويشان خود را كه از قوم ملناس « 3 » بود و درگا « 4 » نام داشت حاكم آنجا ساخت و از آن تاريخ تا حال آن قلعه در دست آن فرقه است . و پس از مدّتى كه قوم كهكران « 5 » و چوبيه « 6 » ، كه از زمينداران معتبر پنجاب بودند ، با مردم صحرانشين و كوهى كه ما بين كابل و قندهار 57 مىبودند ، جمعيّت نموده بر سر كيدراج آمدند و او عاجز گرديده آن ملك را به ايشان گذاشت و از آن وقت اين قوم پراكنده كه در هركوهى سردارى بود همانجا را متصرّف گشت . ظاهرا همان قوم افغاناند كه اكنون هستند . ايّام حكومت كيدراج چهل و سه سال بود .
ذكر راجگى جيچند « 7 »
وى سپهسالار كيدراج بود . قدرت يافته قدم بر تخت رياست گذاشت و در عهدش قحطى عظيم شد و او چون از خاندان سلطنت نبود پرواى بندگان خدا نكرده در بلدهء بيانه به عيش و عشرت پرداخت و خلق كثير از سپاه و رعيّت تلف شده اكثر قريّات و قصبات ويران شد و به سبب بىپروايى او سالها هندوستان به حال اصلى نيامده بىرونق بود . و جيچند ، بعد شصت سال حكومت ، رخت به دار العدم كشيد .
معاصر بهمن و داراب بود ، هرساله پيشكش ارسال مىداشت و پسرى خردسال از وى بازماند . مادر پسر را بر تخت نشانده خود متصدّى امر سلطنت شد ، امّا برادر
هامش
( 1 ) . م ، 1 / 21 . ن ، 1 / 13 : بيهره .
( 2 ) .Jammu( 3 ) . م ، 1 / 21 . ن ، 1 / 13 : كهكران .
( 4 ) . درگاDurga- درگ .
( 5 ) . كهكرانKhokhran- كهوكهران .
( 6 ) . چوبيه - چوبىChaubey.
( 7 ) .Jaichand