تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩

آمدن افراسياب به هند و خلاص ساختن پيران ويسه را

آورده‌اند كه در آن اوان افراسياب در شهر گنگ‌دژ 50 ، كه ما بين ختا و ختن 53 است و از شهر خان‌بالغ 51 يك ماهه راه آن طرف است . مىبود . چون بر حال پيران وقوف يافت ، به قصد كمك با صدهزار سوار جرّار انتخابى روان شد و سرعت رفتار از قمر گرفته وقتى به آن حدود رسيد كه شنگل جميع رايان آن نواحى را طلبيده حشرى عظيم برانگيخته و از همه جهت كار بر پيران تنگ ساخته ، پس بىدرنگ هم از گرد راه حمله آورد . هندوان را از آن نهيب دل از جا و كار از دست شد مانند بنات النّعش پريشان شدند و تمام اموال و اسباب بر جاى خود ماند . چون پيران ويسه از ضيق محاصره نجات يافته شرف خدمت دريافت . افراسياب دنبال شنگل شتافته هركه به نظر درآمد به قتل رسيد و شنگل خود را به ولايت بنگ رسانيده به شهر لكهنوتى درآمد و از تعاقب تركان زياده بر يك روز مجال توقّف نيافته به كوهستان ترهت گريخت . و تركان به جاروب غارت تمام مملكت بنگ روفته اثرى از معمورى نگذاشتند . و بعد از آنكه افراسياب خبر شنگل يافته ، ارادهء رفتن به آن طرف نمود ، شنگل مضطرب گشته مردم خردمند فرستاد و پيغام كرد كه اگر از تقصيرم درگذرند به پابوس خواهم رسيد . افراسياب قبول كرد و شنگل با تيغ و كفن به خدمت شتافته التماس نمود كه مرا همراه خود به ولايت توران برند . افراسياب را حسن عقيدتش پسند افتاده راجگى به پسرش ارزانى داشت و او را همراه برد و او نيز به ذوق تمام در خدمت بود تا آنكه در جنگ هماوران بر دست رستم كشته شد ، امّا حكومت شنگل شصت و چهار سال بود .

راجگى دادن افراسياب رهت « 1 » پسر شنگل را

راجه‌اى بود عابد و نيك‌انديش و خوش‌خلق . حاصل ممالك خود را كه از گدهى « 2 » 52 تا
هامش
( 1 ) .Rohit( 2 ) . گدهى : ( گرهى - گرى ) .