تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 717

مساهمون:

ص٧١٧
گر به شكار مىروى جان منست خاك تو * خلوت خاك خوش بود جان من اين نخواهمت 297 گرچه كه فردوس مقامى خوش است * هيچ به از لذّت ديدار نيست 306 گر قدم بر چشم ما خواهى نهاد * ديده در ره مىنهم تا مىروى 311 گريزان ز سرحدّ طغرل گذشت * سپاهش سراسر پراگنده گشت 282 گفتى كه كجا رفتند آن تاجوران اينك * ز ايشان شكم خاكست آبستن جاويدان 25 گلستانى آرايم از خوش سخن * كه هرگز ز گردش نگردد كهن 8 گنجينه مده به هرگدايى * ترسم كه كند جهان خطايى 421 گوهر نيك را ز عقد مريز * وانكه بدگوهر است از او بگريز 288 گه از ميوه آرايش خوان دهد * گه از سايه آسايش جان دهد 438 لشكر محمود اندر سومنات * يافته آن بت كه نامش بود نات 114 لوازم حشمت را به جدّ صيانت كن * كه هزل با همه كس كم كند مهابت را 288 ما را ز خاك كويت پيراهنى است بر تن * و آن‌هم ز آب ديده صد چاك تا به دامن 616 ما را كه قدم بر سر گردون سايد * از تودهء سنگ و گل چه‌قدر افزايد 342 ما گرچه كه خوبتر ز ماهيم * هم بندهء بندگان شاهيم 312 ماه چون مهر در دل كافر * هيچ‌جا در جهان پديد نبود 292 مايهء زهر است شرب عالم را * اميوهء مرگ است تخم آدم را 480 مبارك باد بر اسلام اين بزم شه عالم * كزين ترتيبش هندوستان بسى خوشتر ز چين گشته 262 مبارك باد ملك جاودانى * ملك را خاصّه در عهد جوانى 240 مثل گر در آن لشكر تيزچنگ * بينداختى نامدارى خدنگ 604 مخالفان تو موران بدند و مار شدند * برآراز سر موران مار گشته دمار 151 مخالف شكن شاه فيروز بخت * به فيروز فالى برآمد به تخت 482 مده تو فرصت‌شان اى شه جهان زين بيش * كه اژدها شود ار روزگار يابد مار 151 مرا از تيرهاى او پر از پر گشت بر پهلو * كنون پرواز خواهم كرد سوى آن كمان ابرو 616 مرا در سخن گرچه آن پايه نيست * ولى خاك فطرت تنك‌مايه نيست 9
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 717 | محمد رضا نصيرى / محمد قاسم هندو شاه استر آبادى