فيل به جانب دار السلطنهء آگره متوجّه شد و لشكر سلطان ابراهيم كالپى را محاصره كرده به مجادله پرداختند . شاهزاده به حوالى آگره رسيده به انتقام كالپى خواست كه آگره را به غارت دهد . مقارن اين حال ، ملك آدم ، كه با لشكر آراسته از جانب سلطان خود را به آگره رسانيده بود ، جلال خان را به حرف و حكايت شيرين مشغول ساخته از تاراج آگره معطّل داشت ، تا از پى او ملك اسماعيل ، پسر علاء الدّين جلوانى و كبير خان لودى و بهادر خان لوحانى و چند تن از امراى ديگر با لشكر آراستهء « 1 » بسيار رسيدند و ملك آدم را تقويت تمام « 2 » حاصل [ شده ] « 3 » به شاهزاده پيغام كرد كه « اگر از هواوهوس باطل بازآمد و چتر و آفتابگير و نوبت و نقّاره و ديگر علامات و امارات پادشاهى بر طرف سازد و به طريق امرا سلوك نمايد ، تقصير از سلطان درخواست نموده خواهد شد و سركار كالپى به دستور سابق در جاگير او مقرّر خواهد گشت . » جلال خان بر اين شرايط راضى شده امارات پادشاهى بر طرف ساخت .
بيت
تكيه بر جاى بزرگان نتوان زد به گزاف * مگر اسباب بزرگى همه آماده كنى
ملك آدم چتر و آفتابگير و نقارهخانهء او را گرفته در اتاوه به نظر سلطان ، كه از قنّوج برگشته به آنجا آمده بود ، درآورده كيفيّت حال عرضه داشت . سلطان قبول اين صلح نكرده به دفع جلال خان متوجّه شد . شاهزاده از استماع اين خبر به راجهء گواليار پناه برد .
سلطان به آگره آمده و امر سلطنت كه بعد از فوت سلطان سكندر تزلزل يافته بود استحكام پذيرفته امراى مخالف توبه و بازگشت نموده از راه اخلاص درآمدند . بعد از آن هيبت خان گرگانداز و كريم دادتوغ و دولت خان ، انداربه را به حراست و محافظت دهلى فرستاده [ 318 ] شيخزاده مچهو « 4 » را به حراست قلعهء چنديرى و
هامش
( 1 ) . ش : « آراسته » ندارد .
( 2 ) . ش : « تمام » ندارد .
( 3 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .
( 4 ) .Machchoo