تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 591

مساهمون:

ص٥٩١
امرايى كه با او متّفق بودند نعش سلطان را برداشته به قصبهء جلالى رفتند و سلطان سكندر را از دهلى طلبيده بر بالاى بلندى ، كه در كنار آب بياه واقع است و آن را كوشك سلطان فيروز مىگويند ، بر سرير سلطنت جلوس داده به سلطان سكندر مخاطب گردانيدند « 1 » . نظم
برين تخت فيروزه هرصبح و شام * يكى مهرهء بخت چيند به كام كس اين تخت و اين [ مهره ] « 2 » با خود نبرد * به كام دل از مملكت بَرنخورد
سكندر جنازهء پدر را به دهلى فرستاده خود بر سر عيسى خان رفت و او را مغلوب ساخته گناهش بخشيد و به دهلى مراجعت نموده او نيز به طريق پدر با افغانان سلوك هموار و برادرانه پيش گرفت و در حضور اكابر قوم بر تخت ننشست . و در آن وقت شش پسر داشت : ابراهيم خان ، جلال خان ، اسماعيل خان ، حسين خان ، محمود خان و شيخ اعظم همايون ؛ و از امراى نامى پنجاه و سه كس بودند : خان جهان بن خان جهان لودى ، احمد خان ، پسر خان جهان بن خان جهان ، مبارك خان لوحانى ، محمود خان لودى ، عيسى خان بن تاتار خان لودى ، خان خانان فرملى ، شيخ‌زادهء فرملى ، خان جهان « 3 » لوحانى ، اعظم همايون شروانى ، دريا خان ، پسر مبارك خان لودى نايب بهار ، عالم خان لوحانى ، جلال خان پسر محمود خان لودى نايب كالپى ، شير خان لودى ، مبارك خان موجى ، خليل خان لودى ، احمد خان پسر مبارك خان لودى « 4 » ، عماد خان ، پسر خان خانان فرملى ، عمر خان شروانى ، بهيكن خان ، پسر عالم خان لودى حاكم اتاوه ، ابراهيم خان سروانى ، محمّد شاه لودى ، بابو خان شروانى ، حسين خان فرملى نايب سارن ، سليمان ، پسر
هامش
( 1 ) . منتخب التواريخ ، 1 / 216 : بعد از شنيدن فوت پدر از دهلى به سرعت تمام در قصبهء جلالى به اردو رسيد و نعش او را به دهلى فرستاد و در روز جمعه هفدهم سنهء مذكور در كوشك سلطان فيروز كه بر كنار آب سياه ( بياه ) واقع شده . . . بر تخت سلطنت جلوس نمود . ( 2 ) . پ : ندارد . ش : مهر . از پت تكميل شد . ( 3 ) . ش : خان خانان . ( 4 ) . ن ، 1 / 179 : « پسر مبارك خان لودى » ندارد .