تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩
بود ، كسان معتمد به دهلى فرستاده سلطان سكندر را از صورت حال آگاه ساخت و از آمدن منع نمود . سكندر مدّتى به امروز و فردا گذرانيد و امراى مخالف فرصت ديده مخالفت سلطان سكندر خاطرنشان كردند . سلطان بهلول در قهر شده به پسر نوشت اگر تو نمىآيى من مىآيم . سكندر سراسيمه شده « 1 » در مقام رفتن شد ، امّا هيچ‌كس از امرا و معارف دهلى تجويز رفتن نمىكرد . سكندر به قتلغ خان ، وزير سلطان حسين شرقى كه دستگير شده در دهلى محبوس بود و به اصابت رأى اشتهار داشت ، مشورت كرد . او جواب داد كه به حسب ظاهر در مقام سرانجام و سامان سفر و لشكر شده روز بايد گذرانيد تا ببينيم كه حال سلطان چون مىشود . سكندر به قول او عمل كرده به جمع آوردن لشكر و سامان سفر مشغول شد و آوازه انداخت كه به خدمت پدر مىروم قضا را مرض سلطان غلبه كرد و نزديك به مولى ولى « 2 » از اعمال سكيت « 3 » ، در سنهء اربع و تسعين و ثمانمائه [ 894 / 9 - 1488 م ] ، وفات يافت . مدّت سلطنتش سى و هشت سال و هشت ماه و هفت روز بود . نظم
به هشتصد و نود و چهار رفت از عالم * خديو ملك‌ستان و جهانگشا بهلول به تيغ ملك‌ستان بود ليك دفع اجل * بود محال به شمشير و خنجر مصقول
سلطان بهلول به ظاهر صلاح آراسته و به متابعت شريعت محمّدى پيراسته بود . در سفر و حضر پيوسته با علما و صلحا و مشايخ مصاحبت نموده روزگار با ايشان گذراندى و با رؤساى قبايل افغان برادرانه « 4 » سلوك كردى و در حضور ايشان بر تخت ننشسته بر يك بساط تقاعد نمودى . وقتى كه دهلى را گرفت ، خزانهء سلاطين ماضيّه را بر اكابر افغانان لودى قسمت نمود ، خود نيز ، همچو ساير [ النّاس ] « 5 » ، قسمت برادرانه گرفت . طعام خانهء خود نخوردى و بر اسبان طويلهء خاصّه سوار نشدى ، و هر
هامش
( 1 ) . ش : گشته . ( 2 ) . پت : مولايى . م ، 1 / 328 . ن ، 1 / 179 : هدوالى . ( 3 ) . ش : سنكت . ( 4 ) . ش : « برادرانه » ندارد . ( 5 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد .