خاصّ پيش راجهمان به گواليار فرستاد و راجهمان نيز از راه اطاعت پيش آمده برادرزادهء خود را به خدمت فرستاد كه تا بيانه مشايعت نمود و سلطان شرف « 1 » ، حاكم بيانه ، نيز از راه انقياد پيش آمده سلطان را ملازمت كرد . سلطان فرمود كه بيانه را بگذار تا عوض آن جاليسر و چندوار و مارهره و سكيت داده شود . سلطان شرف ، عمر خان شروانى را همراه گرفت تا كليدهاى قلعه را بسپارد ، چون به بيانه درآمد نقض عهد نموده قلعهء بيانه را محكم ساخت و سلطان سكندر به آگره 301 آمده ، هيبت خان جلوانى ، كه از مطيعان « 2 » سلطان شرف بود بغى نمود در قلعهء آگره متحصّن شد . سلطان چند نفر از امرا را بر سر قلعهء آگره گذاشته باز به بيانه رفت و در تضييق درونيان كوشيد . سلطان شرف كار بر خود تنگ ديده امان خواست و در سنهء سبع و تسعين و ثمانمائه [ 897 / 2 - 1491 م ] بيانه فتح شده ولايت بيانه به خان خانان [ 304 ] فرملى مقرّر شده « 3 » سلطان شرف را به جانب گواليار اخراج فرمود و قلعهء آگره نيز متصرّف شده و به دهلى مراجعت كرد .
در اين اثنا ، حبر رسيد كه زمينداران ولايت جونپور در آن حدود قريب يك لك پياده و سواره جمع آورده شير خان برادر مبارك خان « 4 » را به شهادت رسانيدهاند و مبارك خان لوحانى ، حاكم كرّه و مانكپور « 5 » ، را بىجا كردند . مبارك خان وقتى كه در گذر پرستى پياك « 6 » از آب گنگ مىگذشت ، راىبهيدر « 7 » ، راجهء تهته « 8 » ، خبردار شده او را اسير ساخت و باربك شاه غلبهء آن طايفه دريافته از جونپور پيش كالاپهار به بهرايچ آمد . سلطان بعد از آنكه بيست و چهار روز در دهلى بود به آنجانب « 9 » عزيمت
هامش
( 1 ) . پ : سلطان شرق .
( 2 ) . پ . ش : توابع . از پت تصحيح شد .
( 3 ) . ش : داده .
( 4 ) . م ، 1 / 332 . ن ، 1 / 180 : مبارك خان لوحانى .
( 5 ) . ش : كرّه مانكپور . م ، همانجا . ن ، همانجا : « مانكپور » ندارد .
( 6 ) . پت : چهوسى ماك . س ، همانجا . ن ، همانجا : پرستى پيال . منتخب التواريخ ، 1 / 218 : عرف پياك . طبقات اكبرى ، 1 / 318 : جوسى بياك .
( 7 ) . پت : بهيديه ، بهيد . س ، همانجا . ن ، همانجا : شهديو . متن انگليسى ، 1 / 332 : سهديو . صحيح آن بهدر و در زبان هندى به معناى « نجيب » است .
( 8 ) . پ . پت : پتنه . متن انگليسى ، 1 / 332 : كترا .
( 9 ) . م ، همانجا . ن ، همانجا : جونپور .