بيت
سالكانِ رهِ همّت چو ارادت بينند * ملك كاوس و فريدون به گدايى بخشند « 1 »
ملك بهلول با ملك فيروز و ساير اقربا و عشاير آن حدود را تا پانىپت متصرّف شده ، قوّت و استعداد تمام به هم رسانيد [ 294 ] و عرضه داشتى مشتمل بر ناخوشىهاى حاجى شدنى و [ حسن ] « 2 » عقيدت و اخلاص خود به خدمت محمّد شاه ارسال نمود و در آن مذكور ساخت كه اگر سلطان ، حاجى مذكور را به قتل رساند و منصب وزارت به حميد خان دهند ، بنده فرمانبردار و خدمتگار باشم .
سلطان ، بىفكر و تأمّل ، حسام خان « 3 » را به قتل رسانيده و ديگرى را به خطاب حسام خان بنواخت و حميد خان را وزير مطلق ساخت . لوديان از روى اخلاص پيش آمده ملازمت سلطان نمودند و به تازگى محال جاگير ايشان مسلم گشته و در كمال استقلال مىبودند تا آنكه سلطان محمود خلجى ، حاكم مالوه ، به قصد تسخير دهلى لشكر كشيده و سلطان محمّد شاه به لشكر محتاج شده ملك بهلول را به مواعيد پادشاهانه نزد خود طلب نمود [ و ملك بهلول قريب به بيست هزار افغان و مغول جمع آورده ] « 4 » ، چنانچه نوشته شد در آن معركه آثار شجاعت از بهلول به ظهور آمده ، سلطان او را فرزند خواند و مخاطب به خان خانان گردانيد و او ، به تدريج ، لاهور و ديپالپور و سنام و حصار فيروزه و ديگر پرگنات را به زور متصرّف شد و چون كمال غلبه و استيلا به هم رسانيد لواى مخالفت برافراخته و بر سر سلطان محمّد به دهلى رفت و مدّتى سلطان را محاصره نمود . چون گرفتن دهلى ميسّر نشد مراجعت كرده به سهرند آمد و خود را سلطان بهلول خطاب « 5 » كرده ، خطبه و سكّه را موقوف به تسخير دهلى داشت . در اين حال ، سلطان محمّد فوت شده پسرش سلطان علاء الدّين بر تخت نشست و بعد از چند سال ، چنانچه گذشت ، حميد خان او را از
هامش
( 1 ) . ش : بدهند .
( 2 ) . پ . ش . پت : ندارد ، از س افزوده شد .
( 3 ) . م ، 1 / 318 . ن ، 1 / 174 : حسام خان وزير الملك .
( 4 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد .
( 5 ) . پ . ش : مخاطب .