شده ، افغانان بسيار بر او جمع آمدند و جسرت با او صلح كرده او را به سلطنت دهلى تحريص و ترغيب نمود و ملك بهلول را از گفتهء او هواى سلطنت در سر افتاده خيلى از پرگنات را متصرّف شد و در مقام بيعت شده ، افغانان اطراف و جوانب را طلبيده نگاه داشت تا در اندك مدّتى خلقى كثير بر او گرد آمد و ، بىسبب ظاهرى ، با سلطان محمّد شاه بنياد مخالفت نهاده و با كمال ابهّت و استيلا بر سر دهلى رفت و مدّتى محاصره كرد . بىنيل مقصود مراجعت نمود و سلطنت محمّد شاه روزبهروز سستى پذيرفته كار به جايى رسيد ، كه امرايى كه در بيست كروهى بودند ، سر از اطاعت پيچيده و دم از استقلال [ 290 ] زدند . و زميندار بيانه متمرّد شده به سلطان محمود خلجى پيوست . سلطان محمّد شاه در آن اوان بيمار شده در سنهء تسع و اربعين و ثمانمائه « 1 » [ 849 م ] وديعت حيات سپرد و پسرش سلطان علاء الدّين به جاى او پادشاه شد .
بيت
زهى ملك دوران سر در نشيب * پدر رفت و پاى پسر در ركيب
ايّام سلطنت محمّد شاه دوازده سال و چند ماه بود « 2 » .
ذكر سلطنت سلطان علاء الدّين بن سلطان محمّد شاه
سلطان علاء الدّين چون قدم بر مسند حكومت دهلى نهاد ، جملهء امراى سرحدّها ، غير از ملك بهلول لودى ، به تختگاه آمده با او بيعت كردند « 3 » . سلطان علاء الدّين در سنهء خمسين و ثمانمائه [ 850 / 1446 م ] جانب بيانه « 4 » سوارى كرد و در اثناى راه خبر آمد كه پادشاه جونپور به قصد دهلى مىآيد . با آنكه غلط بود ، به
هامش
( 1 ) . طبقات اكبرى ، 1 / 292 : در سنهء سبع و اربعين و ثمانمائه .
( 2 ) . همانجا : ايّام سلطنت او ده سال و چند ماه بود .
( 3 ) . منتخب التواريخ ، 1 / 210 ؛ طبقات اكبرى ، 1 / 293 : و ملك بهلول و ساير امرا بيعت كردند .
( 4 ) . طبقات اكبرى ، 1 / 293 : سامانه .