تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
فوجى بر ولايت جسرت ، كه فساد مىكرد ، فرستاده ولايت او را تاراج كرده برگشته [ و خود به دهلى آمده ] « 1 » چنان به عيش و عشرت مشغول گشت كه اصلا پرواى ملك و مال نكرد . از اين رهگذر در ملتان خلل در طايفهء لنكاه شده ملك بهلول لودى نيز كه بعد از فوت عمّ خود ، سلطان شه المخاطب به اسلام خان ، حاكم سهرند شده بود در اين وقت ديپالپور و لاهور را تا پانىپت ، بىحكم سلطان ، متصرّف گرديد . بيت
چو شه بازماند ز پرواى مُلك * بود هرسرى را تمنّاى مُلك
سلطان بدان تفصيل كه عما قريب بيايد ، لشكر بر او نامزد كرده به كوهستان گريزانيد و بسيارى از افغانان معتبر را به قتل رسانيد و ملك بهلول جمعيّت كرده باز به سهرند آمد و پنجاب را تا پانىپت ديگر بار متصرّف گشت . سلطان در اين كرّت حسام خان وزير ممالك را بر او نامزد كرد و حسام خان شكست فاحش يافته به دهلى آمد و ملك بهلول به سلطان پيغام داد كه اگر حسام خان را بكشند من اطاعت مىكنم . سلطان گوش به سخن مدّعى كرده حسام خان را بكشت و حميد خان را وزير ساخته و يكى از معتمدان درگاه را به خطاب حسام خان و نيابت وزارت [ 289 ] بنواخت . حكّام اطراف زبونى سلطان مشاهده كرده طمع در ملك « 2 » او كردند و زمينداران باج‌گزار ، باج‌ستان « 3 » را چنان ديده ، دانسته دست از اداى مال بازداشتند و سلطان محمّد شاه اصلا در مقام تأديب هيچ‌يك نشده ، بىپروايى و عدم شجاعت او عالمگير شد . و سلطان ابراهيم شرقى بعضى پرگنات را متصرّف شد . و سلطان محمود خلجى پادشاه مالوه به قصد تسخير دهلى لشكر آراسته در سنهء اربع و اربعين و ثمانمائه [ 844 / 1440 م ] روان شد و به دو كروهى آنجا رسيده به ضبط ولايت قيام نمود . سلطان محمّد شاه مضطر گشته كسان نزد ملك بهلول فرستاد و ، به مبالغه و ابرام تمام ، او را به مدد طلبيد . ملك بهلول با موازى بيست
هامش
( 1 ) . پ . ش . پت : ندارد ، از ن ، 1 / 170 افزوده شد . ( 2 ) . ش : مملكت . ( 3 ) . پ : كه از باج‌ستان .
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 566 | محمد رضا نصيرى / محمد قاسم هندو شاه استر آبادى