ز دوران اميد وفا داشتن * بود چشم نور از سُها داشتن
دو روز است اى بُلهوس مِهرِ او * نشان وفا نيست در چهرِ او
دوم روز ، كمال الملك و جميع امرا ديگر باره با محمّد شاه بيعت كرده [ بر تخت نشاندند ] « 1 » . كمال الملك ، كمال خان شده منصب وزارت يافت و ملك جمّن به غازى ملك مخاطب شده ، ملك اللّه داد لودى قبول خطاب نكرد ، امّا به جهت برادر خود خطاب درياخانى گرفت و ملك كهوتراج « 2 » مبارك خانى ، اقبال خان گشته به دستور سابق حصار فيروزه يافت . و خان اعظم سيّد خان ، به لقب مجلس عالى مخصوص شد . و حاجى شدنى « 3 » ، المشهور به حسام خان « 4 » ، شحنهء دهلى گرديد و اقطاعات و پرگنات و دهات و عهده و اشغال ، هركه داشت ، بر او مقرّر گشت .
و در ماه ربيع الاوّل « 5 » سال مذكور چون خاطر محمّد شاه از مهمّات دهلى فارغ شد ، به استصواب امرا و اركان دولت ، به رسم سير ، عزيمت ملتان فرموده نزديك چبوترهء مباركپور « 6 » 294 فرود آمد و به احضار امرا فرمان داد . اكثر امرا در آمدن انديشه كردند و چون عماد الملك از ملتان به ملازمت آمد و ديگر امرا مثل [ اسلام خان لودى و ] « 7 » يوسف خان اوحدى و اقبال خان به درگاه آمده به انعامات وافره و تشريفات فاخره سرافراز گشتند ، سلطان محمّد شاه به ملتان رفته زيارت مشايخ دريافته ضبط آن ولايت به يكى از معتمدان رجوع كرده به دهلى معاودت نمود .
و در سنهء اربعين و ثمانمائه [ 840 / 1436 م ] محمد شاه به طرف سمانه رفته
هامش
( 1 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .
( 2 ) .Khotraj( 3 ) . پ . م ، همانجا . ن ، همانجا : صندلى . پت : شدقى . ش . س : تاريخ مباركشاهى ، ص 243 ، شدنى .
( 4 ) . پت : خان خانان .
( 5 ) . تاريخ مباركشاهى ، ص 243 : در ماه ربيع الاخر . منتخب التواريخ ، 1 / 209 : و در سنهء اربعين و ثمانمائه ( 840 ق ) به عزم ملتان متوجّه شد و در مباركپور چند روزى توقّف نمود .
( 6 ) . م ، 1 / 312 . ن ، 1 / 170 : مباركشاهى .
( 7 ) . پ . پت : ندارد ، از ش افزوده شد .