پيشكش قبول كرد و پسر خود را به گرو داده تركان كشندهء ملك سدّهو « 1 » را ، كه عمدهء آن فتنه بودند ، از خود جدا كرد و زيرك خان جالندهر را به وى گذاشت و جانب سمانه مراجعت نموده مال پيشكش و پسر ملك طغاى را به خدمت خضر خان فرستاد .
و در سنهء احدى و عشرين و ثمانمائه [ 821 / 1418 م ] ، خضر خان تاج الملك را باز بر [ سر راى ] « 2 » نرسنگه ، راجهء كهنتير فرستاد و چون لشكر از آب [ گنگ ] « 3 » گذشت ، نرسنگه ولايت را خالى كرده در جنگل آنوله « 4 » 285 درآمد و ، در پناه جنگل ، با لشكر پادشاه پارهاى تلاش نموده به هزيمت رفت و اسب و سلاح و ساير اسباب او به دست افتاده و افواج تا كوه كمايون « 5 » تعاقب نموده غنيمت بسيار به دست آورده روز پنجم به لشكر ملحق شدند و ، بعد از آن ، تاج الملك از راه بداؤن به كنار آب آمد و از گذر نجلاته عبور نموده مهابت خان ، حاكم بداؤن را كه از امراى بزرگ سلطان محمود شاه بود ، رخصت كرد تا به اتاوه آمده راى سمير « 6 » در اتاوه متحصّن شد و تاج الملك ولايات اتاوه را تاراج نموده و آخر به صلح قرار داده « 7 » و مراجعت كردند « 8 » .
و هم در سنهء مذكور ، خضر خان جهت تنبيه مفسدان و متمرّدان كهنتير عزيمت نمود و اوّل مفسدان ولايت كول را گوشمال داده از آب رهب « 9 » گذشته سنبهل را خراب كرد و در ماه ذى القعدهء سنهء مذكور به طرف بداؤن حركت كرده و نزديك پتيالى از آب گنگ گذشت . از اين رهگذر هراس در دل مهابت خان راه يافته به بداؤن رفت و در ذى الحجهء سنهء مذكور در قلعهء بداؤن متحصّن گشت و شش ماه به محاربه و مجادله گذشت . در اين اثنا ، بعضى از امرا ، مثل [ 276 ] قوام خان و اختيار خان لودى
هامش
( 1 ) .Siddhu( 2 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .
( 3 ) . پ . ش : ندارد ، از « پت » افزوده شد .
( 4 ) . پ : توله . ش : « آنوله » ندارد . تاريخ مباركشاهى ، ص 187 ؛ طبقات اكبرى ، 1 / 268 : آنوله .
( 5 ) . پ : كاون . ش : كماون .
( 6 ) . ش : سنير .
( 7 ) . ش : راضى شد .
( 8 ) . طبقات اكبرى ، 1 / 268 ؛ تاريخ مباركشاهى ، ص 188 : در ماه ربيع الآخر سنهء مذكور طرف شهر مراجعت نمود .
( 9 ) . پت : رهت .