فتحپور عنايت نمود و اختيار خان افغان را [ شقدارى ] « 1 » مياندوآب داده سيّد سالم را بزرگ گردانيده ، تهارنپور « 2 » و تبرهنده و ديگر اقطاع خوب ارزانى داشت . و ، همچنين ، انصار خود را مناصب و اقطاع لايق داد « 3 » ، با وجود استعداد سلطنت و اسباب ملكدارى رعايت ادب حضرت « 4 » صاحبقران كرده در دهلى لفظ شاه بر خود اطلاق نكرد و به رايات « 5 » اعلا خود را مخاطب نساخت . خطبه و سكّه ، در ابتدا ، در ملتان به نام امير تيمور و ، در آخر ، در دهلى به نام ميرزا شاهرخ مقرّر داشت ، و در آخر خطبه نام خضر خان برده دعا مىكردند و در اكثر سنوات پيشكش لايق براى ميرزا شاهرخ مىفرستاد .
و در سال اوّل ، تاج الملك را با لشكر خوب به جانب كهنتير « 6 » فرستاد و او از آب جون و گنگ گذشته ولايت كهنتير را بتاخت . و راى نرسنگه ، راجهء آن ولايت ، به كوهستان درآمده « 7 » چون كار بر او تنگ شد ، پيشكش بسيار داده رعيّتى اختيار كرد و مهابت خان ، حاكم بداؤن ، نيز آمده ملازمت نمود و تاج الملك از آنجا به طرف كهور و كنپل و چندوار رفته مال و خراج چندساله گرفت و جاليسر را از تصرّف راجپوتان چندوار برآورده به اتاوه رفت و مقدّمان آن طرف را تأديب بليغ نموده و ضبط آن ممالك كرده به دهلى مراجعت نمود .
و در ماه جمادى الاوّل سنهء مذكور خبر رسيد كه جماعت تركان كه از قوم [ 275 ] بيرم خان ترك بچه [ بودند ] « 8 » ، ملك سدّهو نامى ، كه از جانب شاهزاده مبارك خان حاكم سهرند « 9 » بود ، كشته آن حدود را متصرّف شدند « 10 » . خضر خان ، زيرك خان و
هامش
( 1 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .
( 2 ) . م ، 1 / 294 . ن ، 1 / 162 : تهانپور و نربده . ش : طبقات اكبرى ، 1 / 267 ؛ تاريخ مباركشاهى ، ص 183 : سهارنپور .
( 3 ) . طبقات ، 1 / 266 : « ملك سرور » . تاريخ مباركشاهى ، ص 183 : ملك سروب را شحنهء شهر ساخت . ملك خير الدّين خانى را عارض ممالك نمود و ملك كالو را شحنهء فيل و ملك داوود خدمت دبيرى يافت . اختيار خان را به مياندوآب تعيين كرد .
( 4 ) . ش : « حضرت » ندارد .
( 5 ) . ش : القاب .
( 6 ) . پ : طبقات اكبرى ، 1 / 266 : كهتر .
( 7 ) . طبقات اكبرى ، 1 / 266 : راى هرسنگه .
( 8 ) . پ . ش : ندارد ، از پت اضافه شد .
( 9 ) . پ . شهر مذكور .
( 10 ) . تاريخ مباركشاهى ، ص 186 : در ماه جمادى الاول همين سال بعضى تركبچگان خيل بيرم خان -