تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
و ساير خانه‌زادان محمود شاه كه از دولت خان جدا شده به خضر خان پيوسته بودند ، غدر انديشيدند . خضر خان از اين معنى آگاهى يافته محاصرهء قلعه را گذاشته به جانب دهلى برگشت و در اثناى راه ، در هشتم ماه جمادى الاوّل « 1 » سنهء اثنى و عشرين و ثمانمائه [ 822 / 2 ژوئن 1419 م ] در كنار آب گنگ همهء ايشان را در يك مجلس به بهانه‌اى جمع آورده به قتل رسانيد و به كوچ متواتر به دار الملك رسيده شنيد كه نزديك ماچيواره « 2 » 286 مردى پيدا شده خود را سارنگ خان مىگويد و حال آنكه سارنگ خان در همان اوان كه هنوز صاحبقران از هندوستان به‌در نرفته بود فوت شده بود . مردم واقعه طلب بر او جمع آمدند . خضر خان ، ملك سلطان شه لودى ، المخاطب به اسلام خان را كه حاكم سهرند بود ، بر او نامزد كرد و سارنگ خان دروغى استقبال كرده در حوالى سهرند مصاف داد و شكست يافته به كوهستان درآمد . سلطان شه تعاقب او از دست نداده حسب الحكم خضر خان ، ملك طغاى ترك ، امير جالندهر ، و زيرك خان ، امير سمانه ، و ملك خير الدّين ، حاكم ميان‌دوآب ، با لشكر عظيم به كمك سلطان شه معيّن شدند . چون سارنگ خان جاهاى قلب خزيده بود لشكرها برگشته هركسى به جا و مقام خود رفت . و در محرّم سنهء ثلث و عشرين و ثمانمائه [ 823 / ژانويه - فوريهء 1420 م ] سارنگ مزوّر از كوه برآمده بعد از ايقاع عهد و پيمان به ملك طغاى پيوست و ملك طغاى طمع در اسباب دولت او نموده وى را بكشت و با خضر خان طغيان ورزيد و قلعهء سهرند را محاصره نمود و تاخت او تا سرحدّ منصورپور « 3 » و پايل رسيد و خضر خان ، ملك خير الدّين و زيرك خان را بر او نامزد فرمود و ملك طغاى جنگ كرده هزيمت يافت و نزديك لدهيانه « 4 » 287 از آب ستلج گذشته به ولايت جسرت ، برادر شيخاكهكر ، درآمد . زيرك خان ولايت جالندهر اقطاع يافته ملك خير الدّين به دهلى مراجعت نمود .
هامش
( 1 ) . تاريخ مبارك‌شاهى ، ص 189 : بيستم ماه جمادى الاول . ( 2 ) . ماچهىوارهMachiwara. تاريخ مبارك‌شاهى ، ص 189 : باجوار . ( 3 ) . پت : منصور . ( 4 ) . لدهيانهLudhiana.