جلوس كرده خود را معزّ الدّين ابو الفتح مبارك شاه ناميد « 1 » و بارعامّ داد و هريك از امرا و ملوك و اكابر و مشايخ كه پرگنه و ده و وظيفه و ادرار داشتند مقرّر داشته و بعضى را اضافه نمود . ملك رجب بن سدّهوى نادر را ، كه حاكم فيروزآباد و هانسى بود ، به حكومت ديپالپور و پنجاب اختصاص بخشيد . و فيروزآباد و هانسى را به ملك بدر ، برادرزادهء خود ، داده صاحب جاه گردانيد .
و چون در ماه جمادى الاوّل سنهء ثلث و عشرين و ثمانمائه [ 823 / مه - ژوئن 1420 م ] سلطان على ، پادشاه كشمير ، به تهته رفته وقت مراجعت چونكه سپاه او متفرّق بود ، جسرت كهكر ، كه بعد از كشته شدن برادر خود شيخاكهكر « 2 » صاحب قبيلهء خود شده بود ، سر راه بر او گرفته جنگ كرد و على پادشاه را زنده دستگير كرده غنيمت بىحساب به دست آورد و مغرور گشته خلل در دماغ او راه يافت و به فكر تسخير دهلى افتاده و ملك طغاى ترك را ، كه از پادشاهان سرپيچيده ، در آن حدود مىبود به جانب خود كشيده امير الامرا گردانيد و پنجاب [ و لاهور ] « 3 » را متصرّف گشته و لاهور را خراب كرده از آب ستلج بگذشت و تلوندى را ، كه به راى كمال تعلّق داشت ، غارت كرد و راى فيروز زميندار آنجا گريخته به جانب جون « 4 » رفت . و جسرت به لدهيانه « 5 » آمده تا سرحدّ روپر « 6 » تاخت و باز از آب ستلج گذشته و قلعهء جالندهر را محاصره كرده و زيرك خان ، حاكم آنجا ، متحصّن شده مجادله نمود و جسرت از روى فريب در صلح زد و قرار داد كه زيرك خان جالندهر را خالى كرده به طغان سپارد و پسر طغان را با پيشكش لايق خدمت مبارك شاه فرستد . پس به تاريخ دوم ماه جمادى الآخر سنهء اربع و عشرين و ثمانمائه [ 824 / 4 ژوئن 1421 م ] زيرك خان از حصار جالندهر برآمده به سه كروهى لشكر جسرت ، كنار آب
هامش
( 1 ) . تاريخ مباركشاهى ، ص 193 : به تاريخ هفدهم ماه جمادى الاول سنهء اربع و عشرين و ثمانمائه .
( 2 ) . طبقات اكبرى ، 1 / 271 : شيخا كهوكهر .
( 3 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد .
( 4 ) . تاريخ مباركشاهى ، ص 194 : جول .
( 5 ) . م ، 1 / 296 . ن ، 1 / 163 : لوديانه .
( 6 ) . تاريخ مباركشاهى ، ص 194 : اروبر .