تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
خضر خان نام كرده امير الامرا گردانيد و خواصّ الملك را خواصّ خان و راىسر را راى رايان كرد و ديگر امرا را نيز به اقطاع و القاب مسرور و خوشدل گردانيده قصد دهلى فرمود . و ابو بكر شاه نيز با سپاه جرّار آراسته استقبال نموده و در موضع كندلى مصاف داد . چون هنوز نوبت او نرسيده بود باز محمّد شاه ، بر نهج سابق ، منهزم گشته بنگاه او به تمامى به غارت رفت . بيت
تا درنرسد وعدهء هركار كه هست * سودى ندهد يارى هريار كه هست
محمّد شاه باز به كنار آب گنگ در جاليسر مقام كرده ابو بكر شاه بعد از آنكه سه كروه تعاقب كرده بود ، طرف دهلى بازگشت و همايون خان ، كه در سمانه بود ، لشكر جمع كرده نواحى دهلى را تاخت و ابو بكر شاه ملك شاهين را به جنگ او فرستاد و همايون در پانىپت بعد از جنگ شكست يافته به جانب سمانه گريخت و لشكر دهلى را ، اگرچه هربار فتح و نصرت روى مىنمود ، امّا از آن سبب كه اكثر امرا و ملوك فتنه‌طلب خفية با محمّد شاه موافق بودند ، ابو بكر شاه در اين مدّت دهلى را گذاشته تعاقب محمّد شاه نمىنمود ، در اين كرّت از شكست همايون خان دلير شده و به تجويز امرا ، به قصد دفع محمّد شاه ، از دهلى نهضت فرمود و در بيست كروهى دهلى مقام كرد و محمّد شاه با كوتوال و امراى دهلى ساخته بنگاه و احمال و اثقال خود را در جاليسر گذاشت و با چهار هزار سوار كارآمد ، مقابل لشكر ابو بكر شاه روان شد و چون نزديك گشت راه چپ كرده به جانب دهلى [ 259 ] ايلغار فرمود و جمعى كه ابو بكر شاه جهت محافظت دروازه‌ها گذاشته بود پاره‌اى جنگ كردند . محمّد شاه زور آورده ، دروازهء بداؤن را آتش زده به شهر درآمده و در قصر همايون نزول كرد و مردم شهر از وضيع و شريف به دو پيوستند . ابو بكر شاه خبر يافته همان روز وقت چاشت با جمعيّت تمام از همان راه از پى سلطان محمّد شاه به شهر رسيد