تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
رود و ، تا سه روز مهلت ، بيشترى از شهر به در رفتند و آنها كه در اين سه روز نتوانستند « 1 » به دست افتاده به قتل رسيدند و بعضى از ترس جان مىگفتند كه ما اصيليم . محمّد شاه فرمود كه هركه از شما « كهراكهرى » گويد اصيل است « 2 » . چون به طورى كه سلطان محمّد شاه مىخواست تلفظ نمىتوانستند نمود و به زبان مردم پورب و بنگاله ادا مىكردند كشته مىشدند ، چنان كه بسيارى از مردم پورب كه اصيل بودند و زبان ايشان خوب نمىگشت نيز به قتل رسيدند . محمّد شاه به سرانجام كار خود پرداخته از اطراف و جوانب لشكر جمع ساخته قوّت گرفت و همايون خان پسر او ، كه در سمانه بود ، به جمعيّت تمام به دهلى آمده محمّد شاه را تقويت تمام حاصل آمد و همايون خان را با اسلام خان و عادل خان « 3 » و راى كمال الدّين و راى خلجين بر سر ابو بكر شاه تعيين نمود و چون اين لشكر به كوتله رسيد ، در ماه محرّم سنهء ثلث و تسعين و سبعمائه [ 793 / دسامبر 1390 - ژانويهء 1391 م ] ابو بكر شاه ، به اتّفاق بهادرناهر و خانه‌زادان فيروزشاهى ، جمعيّت نموده بىخبر بر سر لشكر شاهزاده همايون خان زده [ 260 ] پاره‌اى « 4 » مردم را مجروح و زخمى ساختند . در اين اثنا ، اسلام خان مستعد شده از يك طرف درآمد . و ، همچنين ، شاهزاده فوج خود ساخته بنياد جنگ كرد . در حملهء اول ابو بكر شاه با اعوان خود شكست يافته به قلعهء كوتله « 5 » درآمد . چون اين خبر به محمّد شاه رسيد به كوچ متواتر خود را رسانيد . ابو بكر شاه و بهادرناهر امان خواسته ملازمت نمودند ، [ ناصر الدّين محمّد شاه ] « 6 » ، بهادرناهر را رخصت انصراف داد و ابو بكر شاه را همراه گرفته به منزل كهندى آوردند و از آنجا جدا كرده به قلعهء ميرت فرستادند . هم در آن اوان در حبس فوت كرد و چون سلطان محمّد به دهلى رفت خبر تمرّد ملك مفرّح سلطانى « 7 » حاكم گجرات رسيد . بنابرآن ، ظفر خان بن وجيه الملك به حكومت گجرات
هامش
( 1 ) . ش : نتوانستند رفت . ( 2 ) . تاريخ مبارك‌شاهى ، ص 150 : هركه از شما كهراكهرى كرجنا گويد او اصيل است . ( 3 ) . ش : عالى خان . ( 4 ) . ن ، 1 / 153 : پانزده مردم را . ( 5 ) . م ، 1 / 277 . ن ، همانجا : ميوات . ( 6 ) . پ . ش : ندارد . از پت افزوده شد . ( 7 ) . مقصود ملك فرحة الملك سلطانى است .