و ملك بهاء الدّين جنگى را كه از جانب محمّد شاه نگاهبانى دروازه مىكرد كشته متوجّه قصر همايون شد و محمّد شاه طاقت مقاومت از خود مفقود ديده از دروازهء حوض خاصّ به جانب جاليسر رفت و بعضى از امراى محمّد شاه مثل خليل خان باربك و آدم اسماعيل ، خواهرزادهء سلطان فيروز شاه ، دستگير گشته مقتول گشتند و بعضى در جنگ كشته گشتند .
و در ماه رمضان سنهء مذكور مبشّر حاجب « 1 » سلطانى غلام فيروز شاه ، كه مخاطب به اسلام خان بود و بزرگتر از وى كسى در دهلى نبود ، با ابو بكر شاه خلاف كرده عرضه داشت مشتمل بر التماس حضور نزد محمّد شاه فرستاد و اكثر بندگان فيروزشاهى را با خود يار ساخت و ابو بكر شاه چون مطّلع شد كه لشكر مخالفت ورزيده و محمّد شاه از جاى خود متوجّه دهلى گرديده با مخصوصان خود سوار شده نزد بهادر ناهر « 2 » به كوتله « 3 » رفت و ملك شاهين و صفدر خان و ملك بحرى را در دهلى گذاشت و محمّد شاه در نوزدهم ماه رمضان به دهلى آمده ، در قصر فيروزآباد ، بر تخت سلطنت نشست « 4 » و مبشّر اسلام خان را وزارت داد و بعد از چند روز كه تمام خلق به محمّد شاه ملحق شدند فيلانى كه در تصرّف غلامان فيروزشاهى بودند گرفته به فيلبانان قديم سپرد . غلامان آزرده خاطر شده وقت شب با اهلوعيال گريخته نزد ابو بكر شاه رفتند و سلطان محمّد شاه باقى غلامان فيروزشاهى ، را كه تقليد غلامان مصر مىكردند ، از دهلى اخراج فرمود . چه در مصر در آن سنوات همين صحبت در كار بود كه غلامان استقلال به هم رسانيده ، هرچند گاه ، صاحب خود را كشته و ديگرى را به جاى وى مىنشاندند و كارهاى طرفه بو العجب مىكردند و مشهور است كه محمّد شاه حكم كرد كه از غلامان سلطان هركه در شهر باشد به در
هامش
( 1 ) . تاريخ مباركشاهى ، ص 149 ؛ منتخب التّواريخ ، 1 / 180 : مبشر چپ . طبقات اكبرى ، 1 / 246 : مير حاجب سلطانى .
( 2 ) . پت : ناصر .
( 3 ) . كوتلهKotla. ش . پت . م ، 1 / 276 . ن ، 1 / 153 : ميوات . متن انگليسى : 1 / 274 : ميواتMewat.
( 4 ) . تاريخ مباركشاهى ، ص 150 : سلطان از جتيسر در شهر آمد و در كوشك فيروزآباد جلوس فرمود .