تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
آويخته و مانند سفر قلعهء رنتهنبور مدّتى [ طول ] « 1 » خواهد كشيد ، طرغى مغول كه ذكر او بالا رفت به غارت هندوستان متوجّه شد . و سلطان اگرچه فكر تسخير ديگر قلاع راجپوتان داشت ليك اين خبر شنيده و فسخ آن كرده كوچ بر كوچ متوجّه دهلى شد و بعد از يك ماه طرغى با دوازده تمن مغول انتخابى ، كه يك لك و بيست هزار سوار باشد ، در كنار آب جون ، قريب دهلى ، فرود آمد ، چون خلاصهء لشكر سلطان به تسخير وارنگل ، كه به اقصاى دكن است ، رفته بود و اكثر امراى كبار بعد از فتح رنتهنبور به جاگيرهاى خود شتافته « 2 » بودند و لشكرى كه در ركاب سلطان بود از برسات و امتداد سفر نهايت بىسامانى داشت ، سلطان را حيرت روى نمود به هر نوعى كه بود از دهلى برآمد و در سيرى نزول فرمود و لشكر را به خندق و خاربندى و ساير امور محافظت استحكام داده انتظار بعضى امرا را كه از اطراف طلبيده بود مىكشيد . چون مغول حدود دهلى را فراگرفته اطراف و جوانب را مضبوط ساخته بودند ، امراى سلطان نتوانستند برسند . بعضى در كول و بعضى در برن توقّف نمودند و شوخى سپاه مغول به جايى رسيد كه چند مرتبه به درون دهلى و شهرنو درآمده غلّه‌ها را از انبارها برآوردند « 3 » و چندين كرّت گرد اردو تاخته خرابى بسيار رسانيدند . و چون دو ماه بر اين منوال بگذشت خلايق دهلى در اضطراب شده ، سلطان متفكّر گشت . در اين اثنا ، امير طرغى بىسبب ظاهرى كوچ كرده مراجعت نمود و مردم دهلى اين معنى را از توجّه شيخ نظام الدّين اوليا - قدّس سرّه - گمان برده از كرامات آن بزرگ شمردند . گويند هراسى بر طرغى وارد شد كه سراسيمه معاودت نمود . بعد از آن سلطان ترك سوارى كرده معلومش گرديد كه همچو اسكندر سيّار عالم نمىتواند شد و در جهان حريفان زبردست بسيارند و به ايشان سربه‌سر بودن نعمت شگرف است . پس سيرى را دار الملك به نجد « 4 » ساخته عمارت هزار ستون و ديگر عمارات
هامش
( 1 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد . ( 2 ) . ش : رفته . ( 3 ) . پ : برآورده بردند . ( 4 ) . ش : « به نجد » ندارد .