تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة پيشگفتار 34

مساهمون:

صپيشگفتار ٣٤
طبقات اكبرى باز در سنهء سبع و اربعمائه روبه كشمير آورد و حصار لوه كوت را كه به رفعت و متانت مشهور بود محاصره كرد و چون مدتى برين گذشت و باد و برف و شدّت سرما شد و مدد و كومك كشميريان رسيد ، سلطان ترك محاصره داده در ايّام بهار به غزنين رفت . ( 1 / 11 ) طبقات اكبرى عبيد شاعر و شيخ‌زاده دمشقى كه مايهء فتنه و فساد بودند و نزد الف خان تقريب داشتند آوازهء دروغ درانداختند كه سلطان غياث الدّين تغلق شاه در دهلى فوت كرد و تخت سلطنت را ديگرى متصرف شد . از اين خبر پريشانى تمام به حال اهل لشكر راه يافت . در حال عبيد شاعر و شيخ‌زاده دمشقى با ملك تمر و ملك تگين و ملك مل افغان و ملك كافور مهردار خلوت كردند و با ايشان گفتند كه الغ خان چون شما را از اكابر ملوك سلطان علاء الدّين و شريك ملك خود مىداند قرار داده است كه هر چهار كس را يك روز بگيرد و گردن زند . ايشان از استماع اين سخن مضطرب شدند و هراسى عظيم در لشكر افتاد و هركس سر خود گرفته روبه گريز نهاد . الغ خان نيز تاريخ فرشته باز در سنهء ست اربعمائه سلطان محمود عزيمت به كشمير نمود و قلعه لوه‌كوت را كه به رفعت و متانت مشهور بود محاصره كرد و چون مدّتى بر اين گذشت و بنياد برف و شدت سرما شد و كمك كشميريان نيز رسيد ترك محاصره كرده راه غزنين منظور داشت . ( 1 / 102 ) تاريخ فرشته شيخ‌زادهء دمشقى و عبيد شاعر كه در آن حين به هند آمده در ملازمت الغ خان مىبودند و كمال تقرّب داشتند ، از شوخى طبيعت آوازهء دروغ انداختند كه سلطان غياث الدّين تغلق شاه فوت شده و پادشاه ديگر بر تخت نشسته در دهلى خلل و فتنهء عظيم حادث گشته و به اين اكتفا نكرده هر دو متّفقا به منزل ملك تمر و ملك مل‌افغان و ملك كافور مهردار و ملك تكين كه عمدهء امراى لشكر بودند رفته گفتند كه احوال دهلى بر اين نهج است و الغ خان چون شما را از امراى سلطان علاء الدّين و شريك ملك خود مىداند قرار داده كه هر چهار كس را [ در يك روز ] بگيرد و گردن زند . ايشان از استماع اين سخن مضطرب شدند و هراس عظيم در لشكر افتاده هر