عالم ( قدمت عالم ) ، بند گرفتن ( اسير كردن ) ، سر دادن ( شروع نمودن ) ، نسبت ( روال ) و مانند اينها استفاده نموده است و گاهى شكل محاورهاى كلمات ، چون نويسانيده كنانيده ، كشانيده / كشش شنفتند / شنفته ، چپاچپاپ ، فشافاش را به كار برده است . از طرف ديگر فرشته متأثر از زبان مردم آن ديار كه طبيعى مىنمايد از لغات هندى بهره مىگيرد ، واژههايى چون جهروكه ، پالكى ، پان ، تهامه ، پاتره ، پالكانه ، پچواره ، پهره ، سهستر ، بنجاره ، پرگنه ، تيرتهه ، توكره ، از آن زمرهاند .
فرشته در كتاب پرحجم خود به مناسبتهايى ضمن بيان شرححال رجال و شخصيتهاى لشكرى و كشورى به نقل اشعار آنها مىپردازد كه در نوع خود حلاوت خاصى به كتاب بخشيده و بر غناى مطالب افزوده است . در حقيقت ، تاريخ فرشته از اين نظر به مانند تذكرة الشعرايى است در درون متنى تاريخى . فرشته گاهى نيز از ستيز با زبان فارسى و از تغيير دفاتر ديوانى از زبان فارسى به هندى سخن مىراند و مىنويسد : « چون نوبت سلطنت به سلطان ابراهيم عادلشاه رسيد دفتر فارسى بر طرف ساخته هندوى كرد و بهامنه را صاحب دخل نمود . » « 1 »
تاريخ فرشته علاوه بر اينكه يكى از متون ماندگار و ارزندهء تاريخ سلاطين مسلمان هند به شمار مىرود ، از نظر بررسى روابط سياسى ، فرهنگى ايران و هند در ادوار مختلف ، خاصّه در دورهء صفويان ، نيز از منابع بسيار مهمّ محسوب مىشود .
آگاهىهايى كه تاريخ فرشته در اين زمينه مىدهد در كمتر متونى آمده است .
[ مقايسه تاريخ فرشته با تاريخ اكبرى ]
فرشته در نگارش اثر خود به آثار متقدّمين نظر داشته امّا در مواردى نيز عبارات آنها را عينا نقل كرده است . در اينجا تنها به مقايسهء جلد اوّل طبقات اكبرى با تاريخ فرشته مىپردازيم :
هامش
( 1 ) . تاريخ فرشته ، 3 / 88 .