نظم
آن خداوندى كه حاتم بذل و رستم كوشش است * ناصر دنيا و دين محمود بن التتمش است
آن جهاندارى كه سقف چرخ از ايوان او * در علوّ مرتبتگويى كه فروردينوش است
سكّه را ز القاب ميمونش چه اندازه است فخر * خطبه را ز اسم همايونش چه مايه « 1 » نازش است
منصب وزارت به ملك غياث الدّين بلبن ، كه بنده و داماد پدر او بود ، مقرّر فرموده [ او را به خطاب خان اعظم الغ خان سرافراز ساخت و چتر و دورباش داده تمام كار مملكت را به راى رزين او حواله گردانيد و پسر عمّ خان اعظم شير خان را ] « 2 » خطاب خان معظّم فرموده حاكم پنجاب و ملتان و بطنير « 3 » 213 و تبرهنده ساخت و در مقابل سپاه مغول كه در غزنين و كابل و قندهار و بلخ و هرات مىبودند نگاه داشت و حصار بطنير و تبرهنده « 4 » عمارت كردهء شير خان است . [ گويند ] « 5 » كه سلطان ناصر الدّين در وقت تفويض مهمّات ، به الغ خان گفت « كه من تو را « 6 » نايب خود كردم و اختيار امور سلطنت به دست تو دادم . كارى نكنى كه در حضرت بىنياز از جواب 8 آن درمانى و خود را خجل و شرمسار گردانى . » الغ خان آنچنان قواعد نيابت و ملكدارى را اساس نهاد كه جميع امور ملكى به قبضهء او درآمده هيچيك را ياراى تصرّف در كار مملكت نماند . و در ماه رجب سال جلوس سلطان ناصر الدّين به استصواب خان اعظم ، الغ خان لشكر به جانب ملتان « 7 » كشيد و در غرّهء ماه ذيقعده از آب لاهور گذشته چون به كنار آب سودرّه « 8 » رسيد ، توقّف كرده ، خان اعظم را سرلشكر ساخت و به جانب كوه جود و اطراف آب سند فرستاد [ 123 ] و خان اعظم
هامش
فروردين پوشش است .
( 1 ) . پت : پايه .
( 2 ) . پ : ندارد ، از ش تكميل شد .
( 3 ) . بطنيرBhatnair- بهتنير .
( 4 ) . پت : تربنده .
( 5 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .
( 6 ) . پ : « تو را » ندارد .
( 7 ) . ش : « به جانب ملتان » ندارد .
( 8 ) . پت : شودرّه .