جماعت كشتنى و سياست كردنىاند به وقتش بهسزا خواهند رسيد ، او چند روز با ايشان مدارا نمايد . فرمان را نظام الملك به امراى لشكر نموده در عزل سلطان با خود متّفق ساخت . چون سلطان را بر اين حال اطّلاع افتاد ، خدمت شيخ الاسلام خواجه قطب الدّين بختيار اوشى را به تكليف تمام براى تسلّى امرا فرستاد . امرا بههيچوجه تسلّى نشدند و شيخ برگشته به دهلى آمد و بعد از آن نظام الملك و ساير امرا به قصد دفع معزّ الدّين به دهلى آمدند و سلطان را محاصره كرده قريب سه ماه و نيم هرروز [ طرح ] « 1 » جنگ مىانداختند « 2 » . چون مردم شهر با امرا متّفق بودند ، روز شنبه « 3 » هشتم ماه ذيقعدهء سال مذكور ، دهلى را گرفته سلطان معزّ الدّين را چند روز در حبس نگاه داشتند و ، آخر الامر ، به قتل آوردند . مدّت سلطنت او دو سال و يك ماه و پانزده روز بود « 4 » .
ذكر « 5 » سلطان علاء الدّين مسعود شاه بن سلطان ركن الدّين فيروز شاه
چون از دست ساقى دور شربت ممات نصيب جان معزّ الدّين بهرام شاه شد ، ملك عز الدّين بلبن بزرگ بر تخت دهلى جلوس نموده در شهر منادى فرمود ، امّا امرا و ملوك به سلطنت او راضى نشدند . فى الحال ، سلطان [ 121 ] ناصر الدّين و سلطان جلال الدّين ، پسران سلطان شمس الدّين التتمش و سلطان علاء الدّين مسعود
هامش
( 1 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد .
( 2 ) . تاريخ مباركشاهى ، ص 32 : از نوزدهم ماه شعبان تا آخر ذيقعده قريب چهار ماه جنگ قايم ماند . . . سبب تطويل اين فتنه اين بود كه فخر الدّين مباركشاهى مهتر فراشان كه مقرّب سلطان بود به صلح رضا نمىداد تا شب شنبه هشتم ماه ذيقعده سنهء تسع و ثلاثين و ستمائه نظام الملك با لشكر در حصار درآمده و مباركشاهى را ، كه ماده و مايهء فتنه بود ، بكشت و سلطان را بگرفت و محبوس كرد چنانچه هم در آن محبس به رحمت حق تعالى پيوست .
( 3 ) . پت : سهشنبه .
( 4 ) . برگرفته از طبقات ناصرى ، 1 / 68 - 462 .
( 5 ) . ش : « ذكر » ندارد .