ستمائه [ 638 / 30 ژوئيهء 1240 م ] در قصر سفيد « 1 » آندو ترك به فرموده عمل نموده به صورت مستان درآمدند و اداهاى مستانه نمودند . ملك اختيار الدّين ايتگين ، كه در صف امرا مقابل سلطان معزّ الدّين بهرام شاه ايستاده بود ، متوجّه زجر و منع ايشان گرديد . آنها فرصت يافته دست به خنجر جانستان بردند و حصار وجودش را سوراخ [ سوراخ ] « 2 » كرده به كشتهء هزار ساله برابر ساختند « 3 » و قاصد نظام الملك وزير گرديده دو زخم به او رسانيدند و در اين وقت چون به امرا و غيره هجوم آوردند نظام الملك خود را بيرون انداخت و بهرام شاه جهت مغلطه ، در آن روز آن دو ترك را به زندان فرستاد و بعد از چند روز خلاصى بخشيد . و نظام الملك وزير چند روز بر بستر رنجورى خوابيده و چون شفا يافت ، باز به ديوانخانه آمده به كار وزارت مشغول شد ، ليك [ بدر الدّين سنقر رومى كه امير حاجب شده بود بر نظام الملك تفوّق مىجست و زخمهاى او را تازه مىداشت ، تا آنكه مزاج بدر الدّين سنقر ] « 4 » به اغواى جمعى از اهل فتنه از سلطان منحرف شد و روز دوشنبه هفدهم ماه صفر در خانهء صدر الملك تاج الدّين كه مشرف ممالك بود رفته ، همهء اكابر آنجا جمع شدند و در باب تبديل سلطنت سخن كردند و صدر الملك را به طلب نظام الملك فرستادند كه او نيز در اين مشورت داخل شود و ، در حال ، صدر الملك يك كس معتمد نزد سلطان معزّ الدّين فرستاده از اين معنى اطّلاع داد و يك كس اعتمادى سلطان را همراه خود « 5 » در لباس مجهولان به منزل نظام الملك برده در گوشهاى قريب به مجلس ايستاده كرد و شروع در سخن كرده و به خدمت نظام الملك از اجتماع قاضى جلال الدّين كاشانى و قاضى كبير الدّين « 6 » و شيخ محمّد ساوجى و ديگر مردم و داعيهء ايشان اخبار كرد . نظام الملك دفع الوقت نموده آمدن خود را [ 120 ] به وقت ديگر
هامش
( 1 ) . ش : « سفيد » ندارد .
( 2 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .
( 3 ) . حبيب السير ، 2 / 621 : در مجلسى كه منهاج سراج وعظ مىگفت به يك ناگاه خود را به ايتگين رسانيدند و به زخم سنگين او را از پاى درآوردند .
( 4 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .
( 5 ) . ش : « خود » ندارد .
( 6 ) . پ : قاضى شمس الدّين .