تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
خسرو ملك باز متحصّن شد و سلطان معزّ الدّين نواحى لاهور را غارت و تاراج كرده قلعهء سيالكوت كه ميان آب راوى 191 و آب چناب است ، بنا نهاد و حسين خرميل را حاكم آنجا ساخته و استعداد قلعه‌دارى داده مراجعت نمود . خسرو ملك توجّه يافته به اتّفاق كهكران و ديگر قبايل كفّار حصار سيالكوت را محاصره نمود و مدّتى روزگار در آنجا به سربرده ، بىآنكه فتح نمايد ، معاودت كرد . و سلطان معزّ الدّين اين خبر شنيده در اين كرّت با لشكر جرّار خونخوار ، در سنهء اثنى و ثمانين و خمسمائه [ 582 / 1186 م ] باز به لاهور آمد . خسرو ملك تحصّن جسته و چند روز تلاش كرده آخر از روى عجز به ملاقات سلطان معزّ الدّين شتافت [ 96 ] و او را برداشته به شهر درآورد و سلطان شهاب الدّين لاهور را به على كرماخ « 1 » ، كه حاكم ملتان بود ، رجوع كرده به غزنين رفت و خسرو ملك را با پسرش ملكشاه و ديگر خويشان و قرابتان به فيروزكوه نزد برادر خود سلطان غياث الدّين فرستاد و سلطان غياث الدّين ايشان را در يكى از قلاع غرجستان محبوس كرد و در حادثهء خوارزم شاه ملاحظه كرده همه را بكشت و از آن سلسله اثر نگذاشت . و در سنهء سبع و ثمانين و خمسمائه [ 587 / 1191 م ] باز از غزنين عزيمت هندوستان كرد و قلعهء تبرهنده « 2 » را ، كه در آن زمان تختگاه راجه‌هاى عظيم الشّأن شده بود ، از تصرّف مردم راى اجمير برآورده و ملك ضياء الدّين تولكى « 3 » را با يك هزار و دويست سوار ، كه هريك چيده و انتخابى بودند ، در آن قلعه گذاشته ، مىخواست مراجعت نمايد كه ناگاه خبر رسيد كه پتهوراى ، والى اجمير با برادر خود ، كهندىراى « 4 » والى دهلى اتّفاق كرده و چندين راجه‌هاى راجپوت را همراه گرفته با دو لك سوار و سه هزار فيل به قصد انتزاع و استرداد قلعهء تبرهنده كوچ بر
هامش
( 1 ) . پ : كرتاج . ش : كرباخ . ( 2 ) . پت : تبرنده ؛ طبقات اكبرى ، 1 / 37 : سرهند . ( 3 ) . طبقات اكبرى ، 1 / 37 : ملك ضياء الدّين توكلى و به قولى تولكى . ( 4 ) . كهندىراى :Khandi Rai. تاج المآثر ، نسخهء خطّى . پتورا ؛ متن انگليسى 1 / 96 :Chawund Ray.