تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
غزنين را از تصرّف امراى خسرو ملك برآورد و آن را نيز به سلطان معزّ الدّين محمّد « 1 » سپرد . و به موجب حكم برادر در سنهء اثنى و سبعين و خمسمائه « 2 » [ 572 / 1176 م ] لشكر به جانب ملتان برد و آن را كه باز به دست قرامطهء آن حدود درآمده بود ، مسخّر ساخت و از آنجا به اچه « 3 » 190 رفت . راجهء آن بلده متحصّن گشت و سلطان شهاب الدّين ، دور آن شهر ، خيمه و خرگاه ايستاده كرده به لوازم محاصره پرداخت . و چون دانست كه به جنگ مغلوب ساختن راجه و مسخّر كردن شهر اچه دشوار است ، كس پيش زن راجه ، كه بر شوهر مسلّط بود ، فرستاده او را فريفت و وعده داد كه اگر به سعى تو اين شهر فتح شود ، تو را به عقد درآورده ملكهء جهان سازم . زن راجه چون از شوكت و حشمت سلطان هراسان [ 95 ] بود و يقين مىدانست كه غلبه از جانب او خواهد بود ، جواب فرستاد كه مرا لياقت شوهرى نمانده است ، امّا دخترى دارم در كمال حسن و لطافت ، اگر ملك قبول كند در حبالهء نكاح درآورد ، و بعد از گرفتن شهر در اموال و اسباب خاصّهء من طمع ننمايد ، من راجه را دفع مىكنم . سلطان شهاب الدّين قبول كرد و آن زن در همان چند روز شوهر خود را هلاك گردانيده شهر را تسليم نمود . بيت
اگر زن نكو بودى و راىزن * زنان را مزن نام بودى نه زن
سلطان شهاب الدّين به وعده وفا كرده دختر راجه را مسلمان ساخت و به نهج شريعت غرّاى محمّدى در سلك ازدواج درآورد . ليك از عمل شنيع مادرش متنفّر بوده اعتماد بر ايشان نكرد و به دختر نزديكى ننموده و با مادرش به غزنين فرستاد تا
هامش
( 1 ) . پ : محمود . ( 2 ) . منتخب التواريخ ، 1 / 31 : « در سنهء احدى و سبعين و خمسمائه [ 571 ] اچهه و ملتان را گرفت . » در تاريخ مبارك شاهى ( ص 5 ) به سال 571 ثبت شده است . ( 3 ) . تاريخ مبارك‌شاهى ( ص 5 ) : اچهّ ؛ منتخب التواريخ : اچهه . در سنسكريت اوچا - اونچا به معنى بلند آمده است ( اردو دايرهء معارف اسلاميّه ، 2 / 1 )