تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
آداب روزه و نماز ياد گيرند و مصحف بخوانند . مادر در همان زودى وفات يافت ، دختر نيز از وصل سلطان تمتّعى نيافته از غم و غصّه بعد از دو سال ، در غزنين ، دنبال مادر شتافت . شهاب الدّين « 1 » سلطان ، اچه و ملتان را حوالهء على كرماخ « 2 » نموده به جانب غزنين مراجعت نمود . و در سنهء اربع و سبعين و خمسمائه [ 574 / 1178 م ] باز به اچه و ملتان آمده و از راه ريگستان به جانب گجرات عزيمت كرد و راى بهيم ديو ، كه از نسل بيرم‌ديو بود و حكومت آن ولايت داشت ، در مقابل آمد و ، بعد از مقاتله ، بسيارى از مسلمانان كشته شده و شكست بر سپاه اسلام افتاد . سلطان به محنت بسيار به غزنين رفت و در سنهء خمس و سبعين و خمسمائه [ 575 / 1179 م ] به جانب پيشاور ، كه در كتب سلف به بكرام و پرشور و فرشور مشهور است ، لشكر برده تسخير آن ناحيه كرد . و سالى ديگر بر سمت لاهور رفت و خسرو ملك بن خسرو شاه ، كه از ولايت راجهء دهلى و ديگر راجه‌ها و مخالفت افغانان در پادشاهى استقلال نداشت ، تاب ستيز و آويز نياورده در قلعه متحصّن شد و بعد از رسل و رسايل ، خسرو ملك ، پسر خردسال خود موسوم به ملكشاه را با يك زنجير فيل كه بهتر از آن در سركار وى نبود ، نزد او فرستاد و سلطان معزّ الدّين به مضمون الصّلح خير عمل نموده مراجعت كرد . در سال ديگر به طرف ديول « 3 » كه از ولايات سند است لشكر برده تمام بلاد كنار بحر را به ضبط درآورد و اموال فراوان گرفته برگشت . و در سنهء ثمانين و خمسمائه [ 580 / 1184 م ] بار ديگر به ولايت لاهور درآمده
هامش
( 1 ) . ش : « شهاب الدّين » ندارد . ( 2 ) . پ : اكبر تاج . ش : على كرباخ . پت : على كرخ . م : كرتاج . منتخب التواريخ ، 1 / 33 : على كرماج ؛ تاريخ مبارك‌شاهى ، ص 6 ؛ طبقات اكبرى ، 1 / 36 : كرماخ . ( 3 ) . ديول :Dewal. بندر ديول ، در اين ايّام به بندر تهته مشهور است درحالىكه در سابق تهته و ديول دو مكان جدا بوده است . در تحفة الكرام ( 3 / 199 ) آمده است كه « سيّد بدر الدّين . . . در سال 967 ق به راه درياى عمان وارد بندر ديول و متوجّه توطّن تهته شد . » از اين مطلب پيداست كه تهته جدا از ديول بوده است . براى آگاهى بيشتر ر ك : تاريخ سند ، 260 .