نمود كه آنها را در سلك نفران خود جمع كرده حصّهاى از بلاد مقرّر كند . دريودهن التماس كشن را قبول ناكرده ميان عمّ و برادرزادهها آتش نزاع مشتعل گشت و طرفين لشكر كشيده جنگ كردند . دريودهن كشته شد و پنج برادر پاندو به پادشاهى معظم بلاد هندوستان رسيده مستقل گرديدند . و چون ايشان درگذشتند ، فرزندان و احفاد آنها چندين قرن پادشاهى مىكردند ، تا آنكه حكومت آن ديار در مدّت كلجوگ به غلامان و نفران ايشان منتقل شده ، ملوك طوايف شدند و رفتهرفته از ايشان نيز به بكرماجيت كهترى پادشاه اجّين انتقال نمود و او بسيارى از ملوك طوايف را برانداخته و اكثر ممالك ، كه تحت دريودهن بود ، به تصرّف آورد و دكن را نيز مسخّر ساخت . در آخر ، سالباهن « 1 » ، كه برهمن پسرى بود و هشت سال عمر داشت از قصبهء پتن دكن خروج كرده آن ولايت را از تصرّف گماشتگان بكرماجيت برآورد « 2 » . و بكرماجيت خود به دفع او نهضت نموده از آب نربده بگذشت و با سالباهن مصاف داده كشته شد . سالباهن به قصد تسخير ولايت بكرماجيت مىخواست از آب نربده بگذرد ، قضا را اسب و فيل و آدم بسيار در آن آب غرق شد . سالباهن از عبور پشيمان شده حكومت اجّين به پسر بكرماجيت ارزانى داشت و خود به پادشاهى دكن اكتفا نمود .
اهل هند از جلوس بكرماجيت تاريخ مىنويسند و در آن مدّت كه حضرت رسالتپناه محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - از مكّهء معظّمه به مدينه هجرت فرمودند ، ششصد و بيست و يك سال شمسى از تاريخ بكرماجيت گذشته بود .
گويند بعد از بكرماجيت مدّتها سلطنت در خانوادهء او بود . آخر راجپوتان ، كه عبارت از فرزندان كنيزان كهترى باشند ، پادشاهى از دست وارثان ملك برآورده هر كدام مملكتى را متصرّف گشتند ، چه كه ، پادشاهان كهترى كنيزان داشتند ، چنانچه
هامش
( 1 ) .Salbahan( 2 ) . ش : « بكرماجيت برآورد » ندارد .