تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
مىدهند . و دريودهن « 1 » پنج برادرزاده داشته كه مشهورند به پنج پاندوان ، و آثار رشد و شجاعت از چهرهء ايشان مشاهده كرده درصدد تضييع ايشان گرديد . و چون ، به هيچ‌وجه ، دفع ايشان ميسّر نگرديد ، روزى مجلس قمار ترتيب داده با ايشان بازى كرده هرچه داشتند برد ، تا آنكه كار به اقطاع افتاد ، هريكى از آن پنج برادر پرگنه‌اى داشت اندرپت « 2 » ، سون‌پت « 3 » ، پانىپت « 4 » 187 ، تلپت « 5 » 188 ، پاك‌پت « 6 » ، آنها را نيز به عمّ خود به قمار باختند و دست آخر چون هيچ چيز نماند ، مقرّر چنان شد كه هركه ببازد جلاى وطن كرده دوازده سال در ممالك غربت ظاهرا مسافرت كند ، چنانچه همه كس او را بدانند و بشناسند و يك سال به نوعى در مملكت بيگانه مخفى باشد كه هيچ‌كس بر احوال او مطّلع نشود و اگر در آن سال كسى واقف شود باز از سر نو دوازده سال ديگر ظاهرا مسافرت كند و يك سال ديگر مخفى باشد و هرگاه چنين شود برگشته به ملك خود آيد . قضا را ، آن دست نيز برادرزاده‌ها به عمّ خود باختند و برحسب قرارداد هرپنج برادر سفر اختيار كرده [ 89 ] از ممالك محروسهء او بيرون شدند و به ملك دكن ، كه در تصرّف دريودهن نبود ، رفته دوازده سال در آن طرف سير مىنمودند . و دريودهن بر احوال ايشان اطّلاع داشت و بعد از يك سال تغيير وضع كرده به نوعى كه كسى ايشان را نشناسد به ولايت مائين « 7 » ، كه از پرگنات دكن است و در اين وقت به ابراهيم عادلشاه تعلّق دارد ، رفتند و در آنجا سال را به نوعى به سر رسانيدند كه دريودهن هرچند تجسّس نمود از ايشان آگاهى نيافت . بنابراين ، برادران به موجب شرط متوجّه وطن اصلى شده قدم در ولايت عمّ نهادند . دريودهن از آن خبر يافته دلگير گشت و چون غرض اصلى او استيصال و دفع ايشان بود ، پيغام داد كه از مملكت من بيرون رويد يا منتظر قتل باشيد . برادران پناه به پيغمبر خود ، كشن كه در آن زمان در متهره « 8 » بود ، بردند . كشن ، از دريودهن شفاعت
هامش
( 1 ) .Duryodhan , Jurjodhan( 2 ) .Indrapat( 3 ) .Sonepat( 4 ) .Panipat( 5 ) .Tilpat( 6 ) .Pakpat( 7 ) . ش : بائين . ( 8 ) . ش : متوره