ذكر معزّ الدّوله « 1 » بهرام شاه بن مسعود بن ابراهيم غزنوى « 2 » 181
پادشاهى بود ذى شوكت و صاحب حشمت و با علما و فضلا بسيار نشستى و صحبت ايشان دوست داشتى و هركس را به قدر علمش رعايت كردى ، لهذا فضلاى روزگار به اسم شريفش كتب ساختهاند و مصنّفات پرداختهاند ، شيخ نظامى مخزن الاسرار به نام او گفته و سيد حسن غزنوى در روز جلوس او بر سرير سلطنت قصيدهاى كه در مدح او انشا كرده بود به حضور سلطان « 3 » سنجر بخواند و مطلع آن اين است :
نظم
ندايى « 4 » برآمد ز هفت آسمان * كه بهرام شاه است شاه جهان
و كتاب كليله و دمنه در عهد او از عربى به فارسى درآمده مزيّن به نام او گرديد .
و گويند كه شطرنج و كليله و دمنه را پادشاه هند براى نوشيروان عادل فرستاد .
بوذرجمهر حكيم ، به مشقّت تمام آن كتاب را به زبان پهلوى كه عبارت از فرس قديم است ترجمه كرد و در شطرنج فكر بسيار كرده طريق باختن آن دريافت و با رسولى كه آن را آورده بود باخته بار اوّل قايم كرد و بار ديگر برد و در مقابل آن نرد استخراج كرد و نزد راى هند فرستاد . مردم آن ديار از دريافتن آن عاجز شدند و آخر از مردمى كه آن را آورده بودند ياد گرفتند . و اهل هند را در استخراج شطرنج اشارت برآن است كه خير و شرّ از انسان است و امور عالم به سعى و كوشش است و در بسيارى از موضوع ، قضا و قدر و اجرام علوى را در آن دخلى نيست . چون ازدياد مال و جاه و كسب علوم و امثال ذلك « 5 » . و بوذرجمهر در مقابل آن نرد استنباط كرد اشارت
هامش
( 1 ) . به عقيدهء مستوفى لقب بهرامشاه « يمين الدّوله » بوده است ( تاريخ گزيده ، ص 401 ) .
( 2 ) . ش : « غزنوى » ندارد .
( 3 ) . ش : « سلطان » ندارد .
( 4 ) . پ . ش : منادى .
( 5 ) . پت : فلك .