احوال ، چغرىبيگ « 1 » داوود سلجوقى به خيال جدال از سرخس به صوب بلخ توجّه نمود . خواجه احمد بن عبد الصّمد وزير از بلخ عريضه فرستاد كه داوود سلجوقى با جمعيّت تمام قصد بلخ نموده است و من آنقدر جمعيّت و آلات حرب ندارم كه مقاومت او توانم نمود . امير مسعود طبل مراجعت كوفته روى به بلخ آورد .
طغرلبيگ « 2 » فرصت يافته از عقب شاه به غزنين درآمد و اسبان و شتران امير مسعود را به غارت برده بىناموسى تمام به غزنويان رسانيد . سلطان چون به حوالى بلخ رسيد ، داوود انحراف ورزيده به جانب مرو شد . امير مسعود به بلخ رسيده به اتّفاق پسر خود مودود « 3 » به تعاقب داوود « 4 » به گورگان رفت و در آنجا چند كس از دست على قهندزى « 5 » به شكايت نزد امير مسعود آمدند . و اين على قهندزى عيّار و ستمگر و قطّاع الطريق بود و دستدرازى بسيار در آن نواحى مىكرد . امير مسعود او را به اطاعت خواند . او ، قبول نكرده همچنان به آزار خلق مشغول شده در قلعهاى كه در آن نواحى بود اهلوعيال خود برده حصارى گشت . امير مسعود لشكرى تعيين فرمود تا آن قلعه را مسخّر ساختند و على را دستگير نموده نزد امير مسعود آورده بردار كردند . چون تركمانان خبر حركت امير مسعود به جانب مرو شنيدند ، ايلچى فرستاده پيغام كردند كه ما بندهء مطيعايم ، اگر حدّ چراخور ما معيّن شود تا ستور و اهلوعيال ما آنجا باشند ما همه به ذات خويش به ملازمت آمده خدمت نماييم نوعى از مرحمت خواهد بود . امير مسعود آن ملتمس را مبذول داشته كس نزد
هامش
( 1 ) . م ، 1 / 73 . ن ، 1 / 42 : جعفربيگ . راحة الصدور ، ص 85 : چغرى بيگ ابو سليمان داوود بن ميكاييل بن سلجوق . در برخى منابع چقر ( كسى كه دو چشم خاكسترى دارد ) آمده است . امّا اكثر مورّخان چغر ( پرندهء شكارى ) ثبت كردهاند ( زبدة التواريخ ، ص 41 ) .
( 2 ) . پ . پت : توريكتن . ش : بورتكين .
( 3 ) . ش : « به اتّفاق پسر خود مودود » ندارد .
( 4 ) . م ، همانجا . ن ، همانجا : جعفربيگ داود .
( 5 ) . م ، همانجا . ن ، همانجا : تقندرى . قهندزى ، در تاريخ بيهقى ، 2 / 852 آمده است كه « روز چهارشنبه اين على را با 170 تن بر دارها كشيدند » ( سنهء 430 ق ) . گرديزى اين واقعه را به سال 429 ق ذكر كرده است ( زين الاخبار ، ص 202 ) .