مورّخان ، همچون ضياء الدّين برنى و غيره ، البتّه مقدّم است . و هم از حيث اهميّت تاريخى و هم به واسطهء اوصاف پسنديدهء سابق الذكر ، فتوح السلاطين نسبت به ساير همقطاران خود داراى برجستگى روشن است . » « 1 »
در قرن هشتم هجرى ضياء الدّين برنى با تأليف تاريخ فيروزشاهى اثرى ماندگار از خود به يادگار گذاشت . برنى تاريخ خود را از زمانى آغاز كرد كه جوزجانى به پايان رسانيده بود . وى با دقّتنظر و وسواس تمام حوادث عصر خلجيان و تغلقيان را به رشتهء تحرير كشيد و در سال 758 ق / 57 - 1356 م ، كه تاريخ وفاتش نيز هست ، تاريخ خود را به پايان رساند . « 2 » هرچند در فاصلهء زمانى جوزجانى تا برنى ، مورّخان زيادى خامهء خود را در تاريخنگارى آزمودند ، امّا هيچيك از آنها از اقبالى چون تاريخ فيروزشاهى برخوردار نشد .
ضياء الدّين برنى ، با به كارگيرى نثرى ساده و روان و امانتدارى در بيان مطالب تاريخى و با نگرش به مسائل اجتماعى عصر خود ، توانست خود را به عنوان چهرهاى صاحبنظر در مسائل تاريخى معرفى كند . برنى معتقد بود كه بايد چنان تاريخى نوشته شود كه آيندگان از خطاهاى گذشتگان عبرت گيرند « 3 » و با اين ديدگاه ، همچون خطيب و رهبر ، قلم را به نصيحت سلطان مىچرخاند و گاهى به تودهء مردم نيز نظر مىافكند و وضع آنان را ترسيم مىسازد . از اينرو ، تاريخ فيروزشاهى ، به عنوان شاهكار تاريخنويسى ، از همان آغاز موردتوجّه مورّخان قرار گرفت . و ، همچنين ، از تواريخى چون تاريخ فيروزشاهى ، تأليف شمس سراج عفيف ( 801 ق / 1398 م ) تاريخ مبارك شاهى ، تأليف يحيى بن احمد سرهندى ( 855 ق / 1451 م ) مىتوان نام برد كه موردتوجّه مورّخان دورههاى بعد بوده است .
در دورهء تيموريان بزرگ ، يعنى از زمان ظهير الدّين بابر تا اورنگ زيب ( 932 - 1118 ق / 1525 - 1706 م ) ، به دليل حمايت و تشويق پادشاهان تيمورى از ارباب
هامش
( 1 ) . فتوح السلاطين ، ص 10 .
( 2 ) . تاريخ فيروزشاهى ، ص 23 .
( 3 ) . همان ، ص 11 .