تحفهء اخلاص و دولتخواهى حضرت سليمانى دستآويزى ندارد به محض عنايت و ذرّهپرورى به مجلس اقدس عالمپناه برده چندان دوستنوازى فرمود كه حضرت اين كمترين بندگان را به مكالمهء شريف نواخته به خلعت و زيادتى منصب و اقطاع نوازش فرموده و در همان مجلس ، كتاب تاريخ روضة الصّفا كه غايت نفاست داشت به دست خود به مؤلّف بخشيد و فرمان داد كه چون واقعات پادشاهان ممالك هندوستان على حدّه در يك جلد به عبارت واضح شافى تا اين زمان سعادت نشان هيچكس ننوشته است مگر نظام الدّين احمد بخشى و آن نيز در كمال اختصار و تحقيق حالات و كيفيّات سلاطين دكن و غيره ، كما هو حقّه ، بهجاى نياورده است بايد كه تو قلموار كمر خدمت بر ميان جان بسته در تأليف كتاب موصوف به صفات كذا و كذا خود را معاف ندارى و سوانح و قضاياى عهد همايون ما را بر نهجى كه از تكلّفات منشيان و كذب و بهتان سخنوران عارى و برى باشد تحرير نمايى . و اين داعى سر خدمت بر زمين عبوديت نهاده در همان هفته جزوى چند مشتمل بر بعضى وقايع آن پادشاه نوشته ، نخست به نظر مقرّب حضرت خاقانى شاهنواز خان گذرانيده بعد از آنكه به نظر اصلاح آن خداوند مشرّف گشت به شرف مطالعهء حضرت جهانبانى رسانيده به حسن قبول مقرون گرديد . » « 1 »
فرشته قبل از نوشتن تاريخ هند به بررسى و جمعآورى منابع مىپردازد ، و از ميان نسخههاى تاريخى ، نسخهء طبقات اكبرى ، تأليف نظام الدّين احمد بخشى نظر وى را جلب مىكند امّا آنرا هم در مقابل تحقيقات و معلومات بسيارى كه خود بدان احاطه دارد خالى و تهى مىبيند .
بدينترتيب ، فرشته طرح نگارش تاريخ خود را در يك مقدّمه و دوازده باب و يك خاتمه به شرح زير ترسيم مىكند :
مقدّمه : در معتقدات اهل هند و در كيفيّت ظهور اسلام ؛ مقالهء اوّل : در ذكر سلاطين لاهور ؛ مقالهء دوم : در ذكر پادشاهان دهلى ؛ مقالهء سوم : در ذكر پادشاهان دكن ؛ مقالهء چهارم : در ذكر
هامش
( 1 ) . تاريخ فرشته ، 3 / 236 .