سبك نگارش مصنوع آن چندان مورد توجّه قرار نگرفت . پس از چندى جوزجانى با تكيه بر شيوهء تاريخنويسى ايرانيان دست به تأليف طبقات ناصرى زد و با نثرى ساده ، پخته و روان و با نكتهسنجى و تيزبينى و با بهرهمندى از تجربهء تاريخنگارى ايرانى به نوشتن تاريخ پيش از اسلام ، دوره اسلامى ، تاريخ غوريان و اوايل سلاطين مملوك تا سال 658 ق / 60 - 1259 م پرداخت . شيوهء تاريخنويسى منهاج بعدها موردتوجّه مورّخان شبهقارّه چون ضياء برنى ، صاحب تاريخ فيروزشاهى قرار گرفت .
در اين ميان مىتوان از آثار شاعرانى چون تاج الدّين ريزه و ضياء الدّين سجزى كه تاريخ سلسلهء غلامان ( 602 - 689 ق / 1205 - 1290 م ) را به نظم درآوردند نام برد و از امير خسرو دهلوى كه با آثارى چون خزاين الفتوح ، معروف به تاريخ علايى ، قران السعدين ، تاج الفتوح ، دول رانى خضر خان ، نه سپهر و تغلقنامه حوادث دوران سلسلهء غلامان ، خلجيان ( 689 - 720 ق / 1290 - 1320 م ) و تغلقيان ( 720 - 817 ق / 1320 - 1414 م ) را به نظم درآورد ، ياد كرد . و ، همچنين ، از خواجه عبد الملك عصامى كه شاهنامهاى به تقليد از شاهنامهء فردوسى سرود نبايد غافل شد .
عصامى وقايع دوران سلطان محمود غزنوى ، خلجيان و تغلقيان را در دوازده هزار بيت ، در سال 750 ق / 1349 م به نظم كشيد و فتوح السلاطين نام نهاد . « 1 » اين اثر علاوه بر جنبههاى تاريخى ، از حيث بررسى مسائل اجتماعى و فرهنگى آن دوران حايز اهميّت است . يوشع ، مصحح فتوح السلاطين ، دربارهء عصامى مىنويسد :
« عصامى مردى صافباطن و صافگوى ، حقيقتدوست و راستخامه بود و از دروغ و كجروى و خيانت قطعا تنفّر داشت . طرفدارى مغرضانه و جانبدارى غيرمنصفانه را طبيعت او بههيچوجه برنمىتافت . هرچه گفتى راست گفتى و بىغرضانه و بىباكانه گفتى ، و در مسائل سياسى به كمال آزادى اظهار عقيدهء خود نمودى . هرآيينه ، قول او بر قول ديگر
هامش
( 1 ) . عصامى در هند به فردوسى هند و اثر وى فتوح السلاطين به شاهنامهء هند معروف است .