پيشگفتار
سنّت تاريخنگارى به فارسى در ايران كه با ترجمهء تاريخ طبرى به همّت بلعمى در سال 352 ق / 4 - 963 م آغاز شده بود با خلق آثارى چون زين الاخبار ، تاريخ بيهقى و بعدها با منابعى چون راحة الصدور ، تاريخ يمينى ، سلجوقنامهء ظهير الدّين نيشابورى قوام يافت . در شبه قاره نيز با گسترش زبان فارسى در هند و روى آوردن ارباب فضل به دربار حكمرانان هند ، كه با متون تاريخى و سنّت تاريخنويسى در ايران آشنا بودند ، شيوهء تاريخنگارى ايران رايج شد « 1 » . در اين ميان ، افرادى چون صدر الدّين محمّد بن حسن نظامى نيشابورى ، مؤلّف تاج المآثر ، و قاضى منهاج الدّين جوزجانى ، صاحب طبقات ناصرى ، كه از ايرانيان مهاجر و از پايهگذاران تاريخنويسى در هند محسوب مىشوند ، در كنار صدها انديشمند ايرانى مهاجر ، در انتقال فن تاريخنگارى ايرانى به هند سهم بهسزايى داشتهاند . اوّلين تاريخ منسجم و مستقل هند را محمّد بن حسن نظامى نيشابورى در سال 606 ق / 1209 م نوشت و تاج المآثرش ناميد . حسن نظامى با سبكى مغلق و لغزگونه وقايع دوران سلطان شهاب الدّين محمّد غورى و قطب الدّين آيبك و جانشين وى را ترسيم كرد . تاج المآثر هرچند اوّلين كتاب مستقلّ رسمى در تاريخنگارى سلاطين هند است امّا به دليل
هامش
( 1 ) . تاريخ تفكّر اسلامى در هند ، ص 111 ؛ تاريخنويسى در هند و پاكستان ، ص 12 .