غلمان و جوارىبند مىگرفت . افغانان از مقاومت عاجز شده جيپالراى با راجهء بهاطيّه مشورت نمود و به گفتهء او « 1 » [ راجهء ] « 2 » پنجاب را ، از تسلّط سبكتگين پيغام دادند . جيپال چون مىدانست كه لشكر هندوستان از شدّت سرما در آن سرحدّها متوطّن نمىتوانند شد ، هر آيينه با راجهء بهاطيّه مشورت نمود و به گفتهء او ، شيخ حميد را كه در ميان افغانان صاحب اعتبار بود پيش خود طلبيده به منصب [ امارت ] « 3 » بنواخت و او ضبط ولايت [ روه ] « 4 » و ملتان و لمغان در عهدهء خويش گرفته در هريك از مواضع مذكور از جانب خود حاكمى نصب كرد و از آن تاريخ افغانان به امارت رسيده صاحب جاه گرديدند . و بعد از آنكه الپتگين فوت شده سبكتگين قائم مقام وى گرديد . شيخ حميد صلاح در پرخاش نديده پيغام داد كه ما و شما را به واسطهء شراكت اسلام نهايت اتّحاد و يكجهتى است . سزاوار مكارم اخلاق خداوندى آن است كه اين طايفه را از خود دانسته عساكر منصوره را مأمور گردانند كه در حين تاخت و تاراج ممالك هندوستان مزاحمت به احوال اين جماعت خيرخواه نرسانند . سبكتگين بنابر اقتضاى وقت ، ملتمس ايشان را مبذول داشت و بعد از فتح جيپال به طريق مدارا « 5 » با ايشان پيش آمده اقطاع ملتان و لمغان و روه « 6 » به او مقرّر داشت « 7 » ، امّا سلطان محمود به خلاف پدر قبايل افغانان را مقهور و مخذول گردانيده سركشان ايشان را به قتل آورد و مطيعان را نوكر گرفته [ 18 ] ملازم ركاب ساخت .
هامش
( 1 ) . م ، 1 / 30 . ن ، 1 / 18 : « جيپالراى . . . به گفتهء او » ندارد .
( 2 ) . پ . ش : ندارد ، از پت تكميل گرديد .
( 3 ) . پ . ش . پت : ندارد . از س تكميل گرديد .
( 4 ) . ش : روه و ملتان و لمغان .
( 5 ) . ش . م ، 1 / 30 . ن ، 1 / 18 : مدارا و مواسا .
( 6 ) . پت : « روه » . م ، همانجا . ن ، همانجا : « ملتان و روه » ندارد .
( 7 ) . پ : مطالب « سبكتگين بنابر . . . مقرّر داشت » پس از « ملازم ركاب ساخت » ، آمده است .