تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
نمودند . و مردم كابل و خلج نيز به جاهاى خود رفته هركه از ايشان مىپرسيد كه احوال مسلمانان كهستان به كجا رسيد و چه صورت پيدا كرد ، ايشان جواب مىدادند كه كهستان مگوييد افغانستان بگوييد كه به جز افغان و غوغا در آنجا چيزى ديگر نيست . ظاهرا ، بدين سبب مردم فارسى زبان امكنهء ايشان را « افغانستان » و خودشان را « افغانان » مىخوانند ، امّا اينكه هنديان اين طايفه را پتان مىگويند وجه تسميه ظاهر نيست ، [ الّا به خاطر مىرسد كه در عهد سلاطين اسلام دفعهء اوّل كه به هند آمدند چون در بلدهء پتنه ساكن شدند ، اهل هند ايشان را پتان خوانند ] « 1 » ، و العلم عند اللّه . و چون در همان اوان ميان راجهء لاهور و كفّار كهكران موافقت به مخالفت انجاميد ، كهكران با افغانان به واسطهء قرب جوار متّفق شدند . راجه با افغانان صلح كرده بساط منازعت را درنوشت و چند موضع از لمغانات « 2 » را به ايشان و قوم خلج كه به طفيل افغانان در آن صحرا مىنشستند بازگذاشت ، با اين شرط كه محافظت سرحدّ نموده نگذارند كه لشكر اسلام داخل هندوستان گردد . و افغانان در كوهستان پيشاور حصارى كشيده آن را خيبر نام كردند و ولايت روه « 3 » 106 را متصرّف گشته در عهد ملوك سامان نگذاشتند كه مزاحمت ايشان به ولايت لاهور رسد . از اين سبب تاخت و تاراج سامانيه ، من اوّله الى آخره ، به جانب سند و بهاطيّه « 4 » 108 بود . و روه عبارت است از كوهستان مخصوص كه ابتداى آن ، به اعتبار طول ، از سواد بجور است تا قصبهء سيوى كه از توابع بهكر « 5 » 107 است . و به اعتبار عرض ، از حسن ابدال تا كابل است و قندهار در حدود اين كوهستان واقع شده . و چون نوبت حكومت غزنين به الپتگين رسيد ، [ سبكتگين ] « 6 » كه سپهسالار وى بود ، اكثر اوقات تاخت بر لمغان 105 و ملتان آورده
هامش
( 1 ) . پ . ش : ندارد ، از پت تكميل گرديد . ( 2 ) .Lamghan( 3 ) .Roh( 4 ) . م ، 1 / 29 . ن ، 1 / 17 : بهاطنه .Bhatia( 5 ) . بهكرBhakkar- بكرBakar. ( 6 ) . پ . پت : ندارد ، از ش افزوده شد .