و بدينجهت خللها بمملكت راه يافته دشمنان قوى دست و ازبك از دو طرف طمع در مملكت ايران كرده در هر سال مملكتى از دست رفته بود و با اينحال و وفور اختلال همت بر تدارك احوال ايران گماشته اول جمعى از امراى مفسد و سران سپاه كه برشد و بىاعتدالى خود ترقى نموده بمرتبهء امارت و سلطانى و خانى رسيده بخودسرى عادت كرده در ميانهء ايل و اويماق فساد انگيخته هميشه فتنه اندوزى ميكردند و دفع دشمن خانگى كرده اولى دانسته يك يك از اين طبقه را بوفور سعى و حسن تدبير بدست آورده بديار عدم فرستادند و مردم كارآمدنى را تربيت نموده بمراتب عليا و درجهء امارت رسانيدند و رفته رفته آن شيوه مردم را فراموش شده اختلالى كه واقع بود روى بانحطاط آورد ، اوامر و نواهى پادشاهى در ميانهء لشكر نافذ گرديد و ممالك از دست رفته بدست درآمده بسيارى از محال بر آن افزود ، چنانچه در صحيفهء ثانى جابجا در محل خود گزارش مىيابد .
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 1101
مساهمون: اسكندر بيگ تركمان
ص١١٠١