تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 1063

مساهمون:

ص١٠٦٣

سانحهء ديگر التجاء نمودن ابازه پاشا بدرگاه گيتى پناه مرتبهء ديگر

كيفيت واقعه آنكه چون رايات فيروزى آيات همايون بنصرت و اقبال از سفر خير اثر بغداد معاودت نموده اخبار فتح و فيروزى و هزيمت لشكر روم در سرحدها انتشار يافت ابازه پاشا ديگر باره اظهار خلوص عقيدت و اخلاص كرده نوروز بيك قورچى باشى استاجلو را كه در سال گذشته گرفته حبس نموده شهرت قتلش داده بود باز فرستاد و از اعمال سابق و حركات ناهنجار و تصرف مال تجار بمعاذير دلپذير دنيا دارانه تمسك جست و چون خليل پاشاى سردار روميان متوجه دفع او بود چشم داشت معاونت از اين دولت داشت و چون از اطوار او دو بينى و مكر و حيل بظهور پيوسته بود در هنگامى كه لشكر بر سر او آمد در معاونت او توجه تام مبذول نيفتاد اما مقرر شد كه قورچى باشى با لشكر ظفر اثر كه در آن حدود در ايروان اقامت نمايد كه مبادا از روميان دست درازى بقلمرو همايون اعلى واقع شود و بعد از آنكه خليل پاشاى سردار بارزروم نزديك رسيد ديشلر حسين پاشا نامى را با چند نفر از پاشايان و جنود ينكچرى به قصد استرداد قلعهء آخسقه بارزروم فرستاد و بستان پاشا و عيسى بيگ را كه از معتبران بود برسالت نزد ابازه فرستاد كه او را مستمال گردانيده ترغيب نمايند كه بديشلر پيوسته باتفاق بر سر آخسقه روند دوستانش به او اخبار كردند كه اين جماعت بگرفتن تو مأمورند از خود غافل نشود ابازه بستان پاشا و عيسى بيگ را گرفته نگاه داشت و با لشكر ارز روم به پشت گرمى جنود قاهره كه در سرحد چخور سعد بودند از خوف جان از قلعه بيرون آمده على الغفله بر سر امراء و پاشايان و ينكچريان كه مقدمة الجيش بودند ريخته مجادله نمود و دستبرد عظيم كرد و چندى از عظماء لشكر كه حسين پاشا ديشلر از آن جمله بود بدست آورده جمعى كثير از روميه و ينكچريان بقتل آورد حسين پاشا را زخمدار بقلعه آورد در قلعه از هم گذشت و چون اين خبر بسردار رسيد با عموم سپاه بر سر او آمده قلعهء ارز روم را محاصره نمودند و او تا چهار ماه محصور بود و بمراسم قلعه دارى ميپرداخت و در آن مدت رايات جلال نيز بنابر حزم احتياط در سلطانيه اقامت داشت زمستان رسيد روميه زياده از اين در ارز روم نتوانستند توقف نمود كارى نساخته بازگشتند و او حقيقت حال بعرض اقدس رسانيد . حضرت اعلى بفرستاده‌هاى او صريحا اظهار كردند كه چون اقوال ابازه موافق گفتارش نبود زياده اعتمادى بر اقوال او ننموديم اگر در قول خود صادق است و با نواب همايون ما موافق طريق اين بود كه گرفتاران رومى را كه در جنگ و غيره بدست درآورده بپايهء سرير اعلى شاهى فرستد كه بر ظمير انور ظاهر گردد كه اين تلاش او با روميه در دولتخواهى اين دودمان است و مضمون اين كلام مشهور را كه :
« يا زنگى زنگ باش و يا رومى روم »
منظور دارد شرح بقيهء احوال او در سال آينده مرقوم ميگردد .