تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 1066

مساهمون:

ص١٠٦٦
داود خان ولد اللّه ويرديخان كه بمحارست تفليس و انتظام امور سرحد گرجستان مأمور و در آن سرحد بود [ 750 ] بدين رتبهء بلند ارجمندى يافت و چون فيما بين حضرت اعلى شاهى ظل اللهى و حضرت پادشاه و الا جاه شاه سليم فرمانرواى ممالك هندوستان طريقهء خلت و دوستى و اخوت و يكتا دلى مرعى و مسلوك بود و بآمد شد رسولان و مغاوضات صداقت بينان همواره از حال يكديگر خبير و آگاه بودند و از تاريخى كه معتمد الخاقانى زينل بيك بيگدلى كه الحال رتبهء خانى يافته زينل خان است از رسالت هندوستان عود نمود تا غايت آمد شدى وقوع نيافته بود . در اينوقت بمسامع جلال رسيد كه شهزاده پرويز پسر بزرگتر آن حضرت كه رتبهء وليعهدى داشت از اقتضاى قضا و انقضاى اجل موعود سفر آخرت اختيار نموده از وفور مصادقت و برادرى لازم گشت كه معتمدى فرستاده لوازم پرسش و دلجوئى بفعل آورند و متفحص احوال خبر مآل گردند لهذا تخته بيك يوز باشى استاجلو را كه از معتبران درگاه و مرد سخندان كارآزمودهء كارآگاه است برسالت تعيين فرموده تحف و هداياء لايقه از اقمشه و امتعهء نفيسه و نفايس هر ديار و تازى نژادان صبا رفتار مصحوب او گردانيده با نامهء محبت طراز دوستانه مشعر بر مهربانيهاى برادرانه روانه فرمودند و او بآئين شايسته كمر بدين خدمت بسته باصفهان آمد كه از راه يزد و كرمان بجانب قندهار رفته به مقصد شتابد هنوز در اصفهان بود كه خبر وحشت اثر واقعهء ناگزير آن پادشاه و الا جاه و فتن و فتور هندوستان در ايران شايع و متواتر گشته باعث تعويق رفتن او گرديد از اتفاقات ابراهيم عادلشاه و سلطانمحمد قطب شاه سلاطين دكن نيز چنانچه در ذيل صحيفهء مسطور ميگردد عالم فانى را وداع نموده بصوب عالم بقا شتافتند . در زمان شاه جنت مكان نيز در هندوستان چنين واقعهء دست داد كه سه پادشاه در يك سال ارتحال نمودند سليم شاه ولد شير شاه افغان كه فرمانرواى ممالك هندوستان دهلى و آگره و لاهور و بنگاله بود ثانى سلطان محمود پادشاه و گجرات و ثالث نظامشاه والى احمد انكر دكن مولانا قاسم كاهى زوال خسروان تاريخ يافته در سلك نظم درآورده بود : قطعه
سه خسرو را قران آمد بيك سال * كه هند از عدلشان دار الامان بود
ز من تاريخ فوت اين سه خسرو * چه ميپرسى زوال خسروان بود
در اين سال نيز چنين واقع شد كه در هندوستان سه پادشاه عمر و دولت را وداع كردند هر چند اين قضايا داخل وقايع ايران نيست بنابر رابطهء صداقت و آمد شد كه قديما با اين دودمان دارند و مناسبت مقام بتحرير آن پرداخت .

متوفىها :

نور الدين محمد سليم

پادشاه ابن جلال الدين محمد اكبر بن محمد همايون بن محمد بابر بن عمر شيخ ابن سلطان بو سعيد ابن ميرزا سلطان محمد ابن ميرزا مير انشاه ابن امير كبير صاحبقران امير تيمور گوركان در حينى كه از سير ولايت كشمير عود نموده هنوز بلاهور نرسيده بود در راه مريض گشته بعالم آخرت شتافت مدت سلطنتش بيست و دو سال بود چون پسرش سلطان خرم كه بعد از شهزاده پرويز كه فوت شد پسر بزرگتر بود بنا بر وحشتى كه با فساد مفسدين ميانهء پدر و پسر روى داده مغضوب پدر گشته بود از ولايت پادشاهى بيرون رفته بيسر و سامان در ديار دكن بسر ميبرد اركان دولت كه
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 1066 | اسكندر بيگ تركمان / ايرج افشار