تعرض قزلباش ايمن بوده هر كس بهر طرف خواهد رود و اگر احدى ارادهء آمدن ديار قزلباش داشته باشد رعايت يابد مرتضى پاشا بعد از عهود و مواثيق قلعه را سپرده خود نزد قورچى باشى آمده روميان بعضى مرافقت او اختيار نموده بعضى ديگر بديار خود رفتند و قلعه به تصرف اولياى دولت قاهره درآمده چون سليم خان به جهت انداختن قلعه و بيرون آمدن بدون محاصره و زد و خورد مقدور از اهل تقصير بود حكومت آنجا بشمسى خان قزاقلر تفويض يافت و او با طايفهء قزاقلر كه آشناى آن سرزميناند داخل قلعه شده بحراست پرداخت .
ديگرى از سوانح اقبال مخالفت موراو و طهمورث است و محاربه نمودن با يكديگر و شكست يافتن موراو
شرح واقعه آنكه بعد از محاربهء كه فيما بين عساكر فيروزى نشان و موراو و طهمورث و جماعت گرجيان بوقوع پيوسته بعضى از عظماء گرجستان كارتيل در آن معركه مقتول گشتند موراو كه منتج آن فتنه بود ميخواست در مملكت كارتيل حاكم و فرمانروا باشد و جمعى از عظماء و تاوادان از او اصيلتر بودند كه حكومت و بزرگى موراو مكروه خاطر ايشان بود طهمورث خان كه پادشاهزاده و والى كاخت بود چون ولايت او خراب بود و از نژاد سميونخان ماضى والى كارتيل اولاد ذكور نمانده پسران او نبيرهء دخترى اولاد سمايونخان بودند و گرجيان كارتيل با سمايونخان ولد بكرات خان برادرزادهء سمايون [ 747 ] ماضى مخالفت نمودند ميخواست كه عظماء كارتيل بجانب پسران او ميل نموده يك پسر خود را به ارث دخترزادگى حاكم كارتيل گردانيده خود در آن مملكت نيز فرمانروا و صاحب اقتدار باشد و بعضى از گرجيان كارتيل در اين ماده با او همزبان بوده از موراو دورى ميگزيدند بدينجهت ميانهء موراو و طهمورث وحشت پديد آمده بفساد انجاميد و از يكديگر دورى گزيده طهمورث از او احتياط مينمود موراو لشكرى از هواخواهان خود مرتب ساخته على الغفله بر سر او رفت و موافقان طهمورث او را آگاه گردانيدند در آنوقت قدرت مقابله و مدافعه نداشت از مقام خود حركت كرده به طرف ديگر شتافت و فرصتى جسته با معدودى كه درهم آورده بود بر سر موراو رفت و فيما بين هر دو گروه محاربهء قوى روى داده طهمورث غالب آمد و موراو شكست يافته جرعهء اعتبارش از بادهء پندار خالى گشت در گرجستان اقامت نتوانست نمود عزيمت ديار روم كرده متوجه آنطرف گشت و بسردارى كه بر سر ابازه بارز روم ميآمد پيوسته از آنجا باستنبول رفت و از آن تاريخ در ميان روميان است و طهمورث صلاح حال خود را در التجاء نمودن به اين درگاه دانسته با داود خان ولد الله ويرديخان كه بعد از محاربه حسب الصلاح قورچى باشى با گروهى از مردم خود و تفنگچيان در تفليس اقامت داشت بادى الفت و آشنائى گرديده فيما بين مراسله آمد و شد وقوع مييافت و در سال گذشته بوساطت او عرايض ضراعت آميز بدرگاه جهان پناه فرستاده بود چنانچه در ذيل مذكور ميگردد و در اينسال فيما بين ايشان ملاقات اتفاق افتاد .