تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 1062

مساهمون:

ص١٠٦٢

التجاء نمودن طهمورث خان بدرگاه جهان پناه بوساطت داود خان ولد الله ويرديخان و ملاقات ايشان با يكديگر

چون ميانهء طهمورث و موراو وحشت پديد آمده موافقت ايشان بمخالفت انجاميد و او بروميه توسل جسته بديار روم رفت طهمورث از خواب غفلت بيدار گشته از گروه‌هاى سابق خود و قضايائى كه روى نموده نادم و پشيمان گرديد و ديگر باره دست توسل بر دامن دولت اين دودمان استوار داشته با داود خان طرح الفت و آشنائى انداخت و بدستور سابق اظهار غلامى و بندگى اين آستان كرده بوسيله و استشفاع او استدعاء عفو زلالت و تقصيرات خود كرد داود خان حقايق حال و اظهار ضراعت و بندگى او را به خدمت اشرف عرض نموده در حينى كه رايات ظفر آيات جاه و جلال بفيروزى و اقبال از سفر خير اثر بغداد بصوب عراق در حركت آمده بود عريضهء داود خان و تضرع نامچه طهمورث كه به او نوشته بود بجنس به نظر همايون درآمد در آن صحيفه درج نموده بود كه در اين چند سال از من خطاى بسيار صدور يافته و به جهت محارباتى كه ضرورة در ميانه وقوع يافت طوايف قزلباش عموما تيغهاى زهر آلود بخونريزى من در ميان دارند بدينجهت جرأت آمدن بپايهء سرير اعلى ندارم اگر حضرت شاه كه از خاندان كرم‌اند رقم عفو بر تقصيرات اين بندهء گنه‌كار كشيده از خطاهاى گذشته اغماض فرمايند مجددا حلقهء غلامى در گوش كشيده بعد اليوم ذرهء از شاهراه بندگى عدول نمينمايد و بعد از آنكه خدمتى چند نمايان از اينغلام صدور يافته و جانسپارى چند كرده باشم كه بين الجمهور مستحسن و پسنديده باشد تكيه به آن كرده سعادت ملازمت ميتوانم دريافت حالا از خوف بىادبيها كه ارتكاب شده اميدوارم كه از تكليف ملازمت معاف باشم و درين خرابه بسر برم و داود خان استمالت نامچهء بر سبيل حرز امانى باسم او استدعاء نموده بود حضرت همايون اعلى ملتمس داود خان را مبذول داشته استمالت نامچه مبنى بر عنايات خسروانه و عفو تقصيرات فرستادند اما سفارش نمودند كه بطهمورث اعلام نمايد كه او از عهد صبى در ظل تربيت همايون ما نشو و نما يافته و ما را بواجبى ميشناسد و بر نيك و بد مزاج اقدس اطلاع دارد حالا اين معاذير و اظهار ندامت و خلوص بندگى كه مينمايد از او پذيرفتيم اما دانسته باشد كه مادام روى ارادت و اخلاص بدرگاه عرش اشتباه نياورد و بطريق گنهكاران شمشير به گردن آويخته به نظر همايون درنيايد عن صميم القلب عفو و اغماض ممكن نيست و اين سخنان حيله‌اندوز دنيا دارانه درنميگيرد سعى نمايد كه دامن بعصيان آلودهء خود را به آب خدمتكارى و راست - قولى شست و شو دهد و خود را شايستهء ادراك سعادت حضور گرداند بعد از وصول فرمان داود خان عزم ملاقات او با خود جزم كرده به پشت گرمى وجود اقدس و عنصر مقدس همايون بىتكلفانه با معدودى از ملازمان [ 748 ] خدمتكار متوجه محل اقامت او گشته دوستانه يكديگر را ملاقات نمودند و داود خان متكفل عفو تقصيرات او گشته سفارشات بليغ شاهى را بابلغ بيان خاطر نشان نمود و نخست تكليف تغيير لباس روميانه كه در ايام خلافت ملبس به آن گشته بود نموده او را به لباس قزلباشى در آورد و تبعه‌اش همگى تغيير لباس كردند و دست در دامن استشفاع او زده مهمات خود را بصوابديد او منوط و مربوط گردانيد و شرط نمود كه اگر عنايت و الطاف شاهى شامل حال او باشد مدت العمر پاى از جادهء بندگى و متابعت بيرون ننهد و بعد از معاهده و شرايط پيمان بازگشته بجانب تفليس عود نمود و حقيقت رفت و آمد خود را بعرض عاكفان سدهء جلال رسانيد و طهمورث بر جادهء اطاعت و انقياد مقيم است .